الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٠ - احتجاج امام باقر ع بر طاوس يمانى
أبان بن تغلب روايت كند كه طاوس يمانى بقصد طواف خانهء ايزد سبحان متوجّه مكَّه معظَّمه گرديد .
چون داخل مسجد الحرام گشت و با كسى كه مصاحب او بود شروع در طوف بيت الله الحرام نمود در أثناى شوط ديد كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام در پيش پيش ايشان مشتغل بطوف خانه حضرت ايزد منّان است در آن زمان آن زبدهء خلاصهء أولاد رسول آخر الزّمان در سنّ حداثت و جوانى بود .
طاوس اليمانى بمصاحبش گفت كه : اين جوان بغايت صاحب علم و عرفان است و چون حضرت امام الأنام از أشواط سبعهء طواف بيت الله الحرام فارغ گشته دو ركعت نماز طواف خانهء ايزد كار سازى بجاى آورده به گوشهء مسجد بنشست مردم بسيار بخدمت آن ولىّ مهيمن غفّار جمع شدند طاوس بعد از ملاحظهء آن حال از آن عترت رسول متعال بمصاحب خود گفت : بيا تا ما نيز بخدمت أبى جعفر محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) رويم و از او - سؤال مسأله نمائيم كه گمان من آنست كه او را أصلا اطَّلاع بر آن نباشد چون باتّفاق يك ديگر نزديك آن سرور آمده سلام كردند بعد از استماع جواب طاوس گفت :
يا أبا جعفر ( ع ) هيچ ميدانى كه كدام روز بود كه سه يك خلايق در آن روز بأمر واجب الوجود نوميد از وجود خويش گشتند .
حضرت أبا جعفر ( ع ) فرمود كه : يا با عبد الرّحمن البتّه شما ارادهء آن داشتيد كه استعلام از موت چهار يك خلايق نمائى .
در آن دم في الفور طاوس يمانى گفت : راست گفتى امّا آن چه نوع بود ؟