الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٤ - احتجاج امام باقر ع بر نافع عمر بن خطاب در مسائلى چند
است و اگر أحيانا پسر دختر را پسر گويند هر آينه آن پسر صلبى نيست .
أبا الجارود فرمود كه : حضرت أبو جعفر ( ع ) روى مبارك بمن آورد ، و گفت : من سند اين كلام از آيهء كتاب ايزد علَّام بشما بنمايم كه حضرت الله - تعالى آن دو نفر بزرگوار را از صلب رسول الله ( ص ) شمردند و پسران حضرت رسول ايزد منّان ناميدند و ردّ اين آيهء وافى هدايت نميكند مگر كافر منكر .
من گفتم : فداى تو شوم يا بن رسول الله ( ص ) كجاست آن محلّ كه :
حضرت عزّ و جلّ حسن و حسين را پسران رسول ذو المنن ناميدند ؟
آن حضرت فرمود كه : يا أبا الجارود در جايى كه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد كه :
* ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَبَناتُكُمْ ) * الى قوله * ( وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ ) * بايد كه از آن جماعت سؤال نمائيد كه آيا حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را حلال است كه حليلهء حسن و حسين را نكاح كند .
اگر گويند نعم و الله كه دروغ ميگويند .
و اگر گويند كه روا نيست پس و الله ايشان پسران صلبى حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّماند و حليلهء ايشان بر آن حضرت عليه الصّلوة و السّلام حرام نشد مگر به علَّت آنكه آن أعيان از صلب رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ايزد منّاناند .
أبى حمزة الثّمالى از أبى الرّبيع روايت كند كه او گفت : من در خدمت حضرت أبى جعفر محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) حجّ كردم در سالى كه هشام بن عبد الملك هم در آن سال بزيارت بيت الله الحرام آمده و نافع غلام عمر بن الخطَّاب با او بود چون نافع نظر بسوى أبى جعفر محمّد الباقر ( ع ) نموديد