الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٠ - احتجاج على بن الحسين ع بر شهاب زهرى
راضى بسلوك خلاف رضاى ايشان نگردى و اگر شيطان بعرض تو رساند كه تو أفضل از ساير مسلمانان أهل قبله در معرفت و ايمان خواهى بود ، پس بايد كه نظر بحال هر يك از أهل قبله نمائى اگر آن كس از تو بزرگتر باشد پس بگوئى كه آن بندهء ايزد سبحان چون در عمل صالح و ايمان سبقت به من دارد پس او بيقين از من بهتر خواهد بود و اگر او در سنّ از تو أصغر باشد كه بنفس خود گوئى كه من بآن بنده الهى در معاصى و ملاهى و گناه و روسياهى سابقم پس بواسطهء اين همين بنده أرحم الرّاحمين از من بهتر خواهد بود .
و اگر در سنّ برابر تو باشد بايد كه بنفس خود گوئى كه من در گناه خود مقيم و در گناه او بشكّ چرا يقين را بشكّ بگذارم و آن را بعمل نيارم .
و اگر جميع مسلمانان را در تعظيم و توقير و تكريم و تبجيل خود راغب و تحريص نمائى ، پس بگوئى كه اين فضل و احسان از توجّه و مرحمت واهب بىامتنان است كه آن جماعت نسبت بشما ظاهر و عيان كردند و اگر از اين جماعت آزار و جفا و انقباض و ايذا از سرا پا بينى آن را از وزر و خطاياى خود دانسته كه بآن مؤاخذ گشتى بدرستى كه تو اگر آنچه من گفتم عمل نمائى حضرت عزّ و جلّ اين أمر را بتو سهل و يسير و عيش ترا بغايت خوش و قرير گرداند .
بايد كه أصدقاء خود را بسيار و أعداء را كم و خوار گردانى و از ترحّم كه بمردم نمودى خوشحال باشى و از آنكه كسى بتو جفا كرده باشد و تو مكافات به جفا نكرده باشى در تأسّف و بدحالى نباشى .
اى زهرى بدان كه أكرم و أسخى مردمان بمعشر مردمان آن كسى است