الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩
ظاهرا حضرت امام المجتبى از اين آيه ( * ( وَالله أَعْلَمُ ) * ) ارادهء آن نموده باشد كه آن طايفه اگر چه الحال در طلب من سعى و استعجال دارند ، امّا رفتن من بآن مكان باعث نزول عذاب و اتيان عقاب برايشان است بلكه سخن بجائى خواهد رسيد كه گمان كنند كه سقف مسكن آنها بر بالاى ايشان فرود آيد .
آنگاه فرزند رسول الله ( ص ) روى مبارك بخادمه كه عتبهء رخوت آن ولىّ ايزد تعالى و تبارك در نزد او بود آورده آواز داد كه جاريه ثياب مرا حاضر گردان حسب الأمر آن جاريه رخوت حاضر گردانيد آن سرور در آن أثر فرمود كه : اللَّهمّ انّى أدرأ بك في نحورهم و أعوذ بك من شرورهم و أستعين بك عليهم فاكفنيهم بما شئت و انّى شئت من حولك و قوّتك يا أرحم الرّاحمين . بعد از آن روى بجانب رسول معاويه آورد و گفت : اين كلام الفرج است و متوجّه منزل معاويه گرديد و چون داخل مجلس ايشان شد معاويه از جاى برجست و استقبال كرد و تحيّت و مرحبا گفت و بآن حضرت مصافحه نمود .
حسن بن على عليه السّلام گفت : آنچه من بواسطهء آن آمدم گويا سلامتى است چه مصافحه أمن است .
معاويه گفت : بلى چنين است اين جماعت بيرخصت من كسى بخدمت شما فرستادند و شما را طلب داشتند كه شما افتراء ايشان را استماع نمائى ، كه عثمان از روى جور و ظلم و تعدّى و ستم مقتول مظلوم است و قاتل او پدر شما است از ايشان بشنو كه چه ميگويند بر وفق سؤال اين جماعت جواب گوئى و شأن و علوّ مكان من بايد كه ترا از جواب ايشان مانع نگردد و خاطر خود را در هر باب جمع و مطمئنّ گردان .