الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٧ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
مرجع شما در دار دنيا و عقبى و ملجا و مفرّ شما در وقت مقاتله شما با أعداء و مدار حجج شما و منار محجّهء شمااند بوديد و بعد از قتل آن أعيان نهب و غارت أموال ايشان نموديد .
ألا ساء ما قدّمتم لأنفسكم و ساء ما تزرون و آنچه بواسطهء ذخيرت آخرت خود گذاشته و بجهت زاد معاد و توشه آن مكان داشتيد آن بغايت بدو بينهايت ضايع در دست زيرا كه ذخيرهء شما بغير نكث عهد و پيمان و نقض ميثاق و ايمان نيست شما در سعى خايب و ايادى شما مقطوع از تحصيل مطالب و در بيع و شراى خود خاسر و غير راغب و محروم و مأيوس از احسان و مرحمت ايزد واهب و متّصل بغضب او خواهيد بود . و يؤتم بغضب من الله و ضربت عليكم الذّلة و المسكنة .
ويل لكم چاه ويل مقام شما باداى أرباب عناد آيا ميدانيد كه كدام كبد و جگر حضرت سيّد البشر است كه قطع نموديد و كدام عهد است كه شكستيد و كدام طايفه مستوره مكرّمهاند كه ايشان را بر مردمان ظاهر نموديد و حرم كدام نبىّ محترم است كه هتك آن نموديد و اين خون كيست از أولاد و سيّد عالم كه از روى جور و ظلم و تعدّى و ستم ريختيد .
* ( لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ) * .
شما اى أهل كوفه و اى أهل مكر و حيله كار بسيار بد و بىنهايت زبون و ردّ ما بين آسمان و زمين از روى عداوت و كين بعمل آورديد .
آيا عجب ميدانيد اگر از اين حركت ناموزون و فعل زشت زبون شما بحكم و أمر حضرت قادر بيچون آسمان بروى زمين خون ببارد و شما را معجّلا به