الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٦ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
بعد از آنكه سعى و اهتمام بقدر وسع بانصرام رسانيده بود ، آنگاه تلاوت آيت كلام حضرت ربّ العزّت فرمود كه : * ( وَلا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ ) * .
آيا اى أهل كوفه در ميان شما بغير غدر و تعسّف و عجب و شنف ، و كذب و تخلَّف و ملاقات با فرومايگان و ارتباط و التيام با دشمنان خاندان رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آخر الزّمان أمر ديگر بيّن و ظاهر است و با شما آشنائى و اميد و داد و دوستى مانند آنست كه مرعى و محمى در زمين شورستان و معدن فضّه از نمكزار بىپايان اختيار كنند أفعال و أقوال شما بر همگنان كالشّمس في وسط النّهار در كمال ظهور و آشكار است و جزا و پاداش كردار خود سخط و آزار از منتقم جبّار است خواهيد يافت * ( لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ ) * .
آيا شما ميگرييد ، نعم آرى و الله بخداى عالم قسم است كه شما سزاوار گريه و بكاء دوام و جدير برنج و عنابتتابع ليالى و ايّام خواهيد بود و از اين أعمال تا سرانجام شما بايد كه لبهاى شما در تمادى مشهور و أعوام هرگز به تبسّم انجام و التيام نيابد .
* ( فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً ) * زيرا كه شما به مترجّى ننگ و عار دنيا و متمنّى بعيب و شنار ما شديد و هرگز شما را أبدا اميد خلاصى از شدايد عذاب حضرت مالك الرّقاب و انتهاء عقاب نيست و چگونه اميد نجات باشد شما را كه قاتلان سلالهء خاتم النّبوّه و معدن الرّساله و سيّد شباب أهل الجنّة كه ملاذ حريم شما و معاذ حرب عظيم شما و مقرّ مسلَّم شما و نوميدكنندگان مردم از جرح و كلم شما و محلّ مفزع و فريادرس شما در هنگام نزول و هبوط شدايد و بلايا و