الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٠ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
و حجّت در زمين و در بلاد از براى عباد اوئيم ما را بكرامت خود مكرّم و ما را تفضيل بر ساير طوايف بنى آدم بلكه از تمامى أنبياء سابقين و امم بوجود وافر الجود نبىّ ما محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم داد .
شما اى أهل مكر و غدر تكذيب ما نموديد بلكه بكفر ما فرموديد و قتال ما حلال و نهب و غارت أموال ما جايز بطريق مآل أهل ضلال دانسته گوئيا ما أولاد ترك و أولاد أهل كابليم .
چنانچه پيشتر با جدّم سيّد البشر بلكه ديروز با آن سرور مقاتله كرديد بنوعى كه هنوز از شمشيرهاى شما دماى أهل بيت ما متقاطر است بواسطهء حقد و حسد پيشتر باين عمل شنيع و فعل وضيع قتل أولاد نبىّ الشّفيع .
آيا قرّت عين شما بهم رسيد ؟ و قلوب محبّت مسلوب شما از اين شغل نامرغوب خوشحال گرديدند عجب جراتست شما را بر حضرت واجب تعالى و طرفه مكرى بيّن و ظاهر كرديد ليكن * ( وَالله خَيْرُ الْماكِرِينَ ) * .
أصلا نفس خود را باين فعل ناپسند كه از شما صادر گشته از اهراق دماى ما اولياى ايزد تعالى و دست درازى شما بأموال ما هيچ گونه بخذلان و شرمسارى و خسارت و زيانكارى منسوب نميگرداند اگر چه اين كار در نظر شما أشرار صعب و دشوار نيست .
اما و الله بخداى عالم ما را سوگند و قسم است كه اين مصائب بر ما أشدّ نوائب دهر و أتعب حوادث عجائب است .
و قال الله في كتابه : * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى الله يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَالله لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ) * .
مقطوع باد جمعيّت شما بپراكندگى مقرون باد الفت شما منتظر لعنة