الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٨ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
خداى تبارك و تعالى است كه متفرّد و منزّه از شواهد و انداد و مقدّس از عوارض و اضدادست كه * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) * .
من حمد او تمام و ايمان باو دارم و از پرستش و عبادت غير او برى و بيزارم و مرا توكَّل برو و شهادت بيگانگى ذات بىشبهه و انداد اوست كه :
أشهد أن لا اله الَّا الله وحده لا شريك له .
و درود و تحيّت و ثناى لا يحصى بر أشرف رسل و أنبياى او محمّد مصطفى و أولاد او باد كه : أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله صلَّى الله عليه و آله .
و گواهى ميدهم بر آنكه أولاد أمجاد آن رسول ( ص ) ربّ العباد بشط الفرات باتّفاق أهل شقاق و عناد بناحق و ظلم و از روى جور و ستم مذبوح و مقتول أرباب ظلوم و جهول شدند .
بار خدايا مرا پناه به تست اگر افترا و كذب نسبت بذات ستوده صفات تو دهم و آنچه تو انزال و ارسال در حقّ على ( ع ) و آل آن حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پسنديده خصال در باب أخذ عهد و ميثاق از امّت از جهت وصىّ او علىّ بن أبى طالب ( ع ) نموده خلاف گويم .
و على عليه السّلام كه بوسيلهء ظلم امّت حقّ او مسلوب و مقتول بغير ذنب از دست أعداى جهولست ، چنانچه فرزند ارجمند او را ديروز از روى ظلم و ستم او را بقتل آوردند آن سرور را نيز در سابق در بيت از بيوت خداى عزّ و جلّ كه آن وصىّ خاتم الرّسل در عبادت و بندگى ايزد كافل مشتغل بود بقتل آوردند و بآن بيت معشر مسلمانان بزبان و بدل مملوّ از نفاق و كينهء اهل بيت رسول آخر الزّمان حاضر بودند دفع شر از آن ولىّ ايزد داور ننمود بلكه أمر بقتل آن حضرت و گروهى اعانت قاتل نمودند .