الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٣ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام حسين بن على عليه السّلام بذكر مناقب حضرت أمير المؤمنين ( ع ) و اولاد كرام فخام او بر معاويه
كار خواهى شد بايد كه آن را بسرّ و پنهان مذكور و بيان گردانى و بعلانيه و جهار ظاهر و آشكار نگردانى و بسمع أحدى از أهل روزگار و مشهور در ولايت و أمصار نسازى ، و به گوشهاى منزوى گشته به عبادت بىنياز بپردازى .
معاويه بعد از اتمام اين كلام مراجعت بخانه و مقام خود نمود و همان روز مبلغ يك صد هزار درهم برسم جايزه بابن عبّاس صله و عطيّه فرمود و به منادى أمر فرمود كه ندا نمايد بآن كه معاويه ميگويد كه : من براءت ذمّهء خود نمودم از آنكه اعلام هر أحدى از أنام فرمودم كه اگر كسى ذكر حكايت و حديثى از مناقب على ( ع ) و أولاد و اهل بيت ابن أبى طالب نمايد آن كس در نزد من أشدّ و أصعب مردمان است ببلايا و تعب از أهل كوفه و ساير عرب كه در آن بلاد شيعهء على ( ع ) و أولاد زياده از شهرهاى ديگر باشد و زياد بن أبيه را در آن محلّ بر مدينه عامل گردانيده و از طرف خود والى آن مقام عالى نموده عراق كوفه و بصره را بر آن اضافه فرمود .
چون ابن أبيه مرديه عارف بأحوال شيعهء على عليه السّلام و التّحيّه بود در پى آزار شيعيان شد و آن طايفهء نيكو سير را مقتول و شهيد ميگردانيد و مدفن ايشان را در تحت حجر و مدر داشت و همّت را باستيصال اين جماعت گماشت .
چنانچه بعضى را تخويف نموده از أوطان و مقام جلاء فرمود و برخى را بعد از قطع ايادى و أرجل بر جذوع نخل صلب نمود و گروهى را بميل آهن كه در آتش گرم كرده بود كور گردانيد و جمعى را بظلم و جور و سياست غير از شهر نفى و دور نمود .