الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٠ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام حسين بن على عليه السّلام بذكر مناقب حضرت أمير المؤمنين ( ع ) و اولاد كرام فخام او بر معاويه
آن محضر حاضر بود آن جماعت را چون چشم بمعاويه افتاد همگى به تواضع برخاستند الَّا ابن عبّاس .
معاويه بعد از مشاهدت آن حال بغايت متزلزل و متحيّر گرديده گفت :
يا عبد الله بن عبّاس ( ع ) ترا از تواضع براى من چه مانع آمد گوئيا همان مقاتله كه ميان ما و شما در جنگ صفّين واقع شد همان را منظور داشتيد و من با شما به واسطهء آن يا ابن عبّاس جنگ كردم كه شما ابن عمّ من عثمان را مظلوما شهيد كرديد .
عبد الله بن عبّاس عليه السّلام گفت : يا معاويه پس عمر بن الخطَّاب نيز مظلوما مقتول شده باشد .
معاويه گفت : عمر بن الخطَّاب را كافر مقتول گردانيد .
ابن عبّاس گفت : پس عثمان را كه مقتول گردانيد ؟
معاويه گفت : او را مسلمانان كشتند .
ابن عبّاس گفت : هر گاه مسلمانان او را كشتند لازم است كه او را به واسطهء أمر شرع مستحقّ آن دانسته باشند و اين براى رفع حجّت تو أظهر و أدحض باشد .
معاويه گفت : من نيز در عوض تقصير شما در أكناف و آفاق و در حجاز و عراق كتابات و أحكام بحكَّام و واليان آن محالّ بالتّمام قلمى نمودم و ايشان را از وضيع و شريف و قوى و ضعيف و بنده و آزاد و خسته و دلشاد را از ذكر مناقب على ( ع ) و اهل بيت او نهى فرمودم بايد كه تو نيز لسان خود را نگاهدارى و الَّا آزار خواهى يافت .
عبد الله بن عبّاس گفت : يا معاويه ما را از تلاوت كلام ايزد علَّام نهى و