تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - بيع و فروش مردار
مبيع نجس مىباشد امّا در صورت اعلام و آگاهى دادن بمشترى وجهى براى حرمت بيع نمىباشد زيرا پس از آنكه مشترى بواسطه اعلام بايع از نجاست مبيع آگاه شد سعى مىكند دست و لباس و ظرف خوردن و آشاميدنش را با نجاست آن آلوده نكند بلكه صرفا از آن در جهت انتفاعات حلال استفاده كند.
شرح مطلوب
قوله: حمل الخبرين: منظور صحيحه و حسنه حلبى مىباشد.
قوله: على جواز استنقاذ مال المستحلّ: كلمه « استنقاذ » يعنى تحصيل و ربائيدن.
قوله: بذلك: مشار اليه آن بيع مشتبهين به متيه مىباشد.
قوله: برضاه: يعنى به رضايت مستحلّ (كافر).
قوله: و فيه: يعنى و فى هذا الحمل اشكال.
قوله: من الصّوف الخ: بيان است براى اجزائها الّتى الخ.
قوله: لانّ الدّاعى له: ضمير در « له » به مستحلّ برمىگردد.
قوله: اللّحم ايضا: يعنى همانطورى كه پشم و استخوان و موى را مىخرد گوشت را نيز ابتياع مىنمايد.
قوله: و لا يوجب ذلك فساد البيع: مشار اليه « ذلك » كون داعى المستحلّ على البيع اللّحم ايضا مىباشد.
قوله: ما لم يقع العقد عليه: ضمير در « عليه » به لحم راجع است.
قوله: عن جامع البزنطى: بزنطى عبارتست از احمد بن محمّد بن ابى نصر زيد، وى كوفى است و با حضرت ثامن الحجج و ابو جعفر ثانى عليهما السّلام ملاقات كرده و از اصحاب آندو بزرگوار محسوب مىشود و نزد ايشان داراى منزلتى عظيم بوده، وى داراى كتبى است كه از جمله آنها جامع و كتاب نوادر مىباشد.
فوتش در سال دويست و بيست و يك اتّفاق افتاد.
اصحاب و علماء اماميّه كلّا اجماع دارند كه روايات وى صحيح بوده و دربارهاش اقرار دارند كه او مردى فقيه مىباشد و همچنين معترفند كه روايات مرسله وى همچون مراسيل اين ابى عمير و صفوان بن يحيى بمنزله مسانيد مىباشد.