تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧ - بيع و فروش مردار
وجود منفعت مباح در مبيع نتيجه مىگيريم كه فروش ميته جايز نيست زيرا واجد شرط صحّت نيست يعنى منفعت مباحه در آن نمىباشد لا جرم فروش آن موجب اكل مال بباطل بوده پس براى جلوگيرى از دخول در عموم نهى از اكل مال بباطل نبايد آنرا بفروشند مضافا باينكه در روايت سكونى ثمن در مقابل ميته را از مصاديق سحت و حرام شمرده است.
شرح مطلوب
قوله: و اجزائها الّتى تحلّها الحياة: مانند گوشت و پوست حيوان.
قوله: من ذى النّفس السّائلة: مقصود از « نفس » خون و از « سائله » جهنده مىباشد.
قوله: و فى التّذكرة كما عن المنتهى: هردو از تصنيفات مرحوم علّامه حلّى مىباشد.
قوله: و التّنقيح: تصنيف فاضل مقداد مىباشد.
قوله: على عدم ملكيّتها: يعنى ملكيّت ميته.
قوله: و يدلّ عليه: ضمير در « عليه » به تحريم بيع ميته راجع است.
قوله: ما تقدّم من الاخبار: مقصود اخبار عامّه همچون روايت تحف العقول و دعائم الاسلام و امثال ايندو مىباشد.
قوله: فى رواية السّكونى: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (٦٢) باين شرح نقل فرموده
شيخ طوسى (ره)، از علىّ بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام قال:
السّحت ثمن الميته و ثمن الكلب و ثمن الخمر و مهر البغى و الرّشوه فى الحكم و اجر لكاهن.
متن:
نعم، قد ورد بعض ما يظهر منه الجواز مثل رواية الصّيقل:
قال: كتبوا الى الرّجل جعلنا اللّه فداك انّا نعمل السّيوف و ليست لنا معيشة و