تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧ - جواز بيع روغن متنجس
ديگر را نيز شامل مىگردد زيرا آنها نيز همچون روغن داراى منافع محلّل هستند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
امّا مبناى اوّل كه بآن اشاره كرده و گفتيم:
انتفاع از متنجّس حرام بوده مگر آنچه با دليل خارج شده انشاء اللّه بزودى در اطراف آن صحبت خواهيم كرد.
و بهرصورت اشكالى در جواز بيع روغن متنجّس نمىباشد و از جماعتى نيز بر آن ادّعاى اجماع نقل شده.
شرح مطلوب
قوله: و جعل هذا من المستثنى: مشار اليه « هذا » جواز معاوضه روغن متنجّس مىباشد.
قوله: و الّا كان الاستثناء منقطعا: كلمه « و الّا» يعنى و در غير ايندو صورت.
قوله: فاذا فرض حلّها: ضمير در « حلّها » به منفعت مقصوده راجع است.
قوله: خلاف ذلك: مشار اليه « ذلك » جواز معاوضه روغن متنجّس بخاطر داشتن منفعت حلال مىباشد.
قوله: و الّا: يعنى و اگر بخاطر جواز انتفاع مىبود.
قوله: فى الجملة: يعنى با قطع نظر از اينكه بطور مطلق جايز بوده يا براى انتفاع خاصّى مشروع مىباشد.
متن:
و الأخبار به مستفيضة.
منها: الصّحيح عن معاوية بن وهب عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: قلت له: جرذ مات في سمن، أو زيت، أو عسل؟
قال عليه السّلام: أمّا السّمن و العسل فيؤخذ الجرذ و ما حوله و الزّيت يستصبح به.
و زاد في المحكي عن التّهذيب أنّه يبيع ذلك الزّيت، و يبيّنه لمن اشتراه ليستصبح به.