تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣ - بيع و فروش مردار
مستحل ميته گاهى از كسانى است كه جايز نيست مالش را استنقاذ نمود مگر با اسباب و موجبات شرعى همچون كافر ذمّى چه آنكه وى اگرچه ميته را حلال مىداند ولى مالش را جايز نيست استنقاذ كرد زيرا تا مادامى كه وى بشرائط ذمّه عمل كند مالش محترم مىباشد.
بعد مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ممكنست دو خبر مذكور را بر صورتى حمل كرد كه فروشنده مشتبهين مسلمان بوده و قصدش از بيع اجزائى كه روح ندارند همچون پشم و استخوان و موى و امثال اينها باشد.
سؤال
حمل مزبور صحيح بنظر نمىرسد زيرا اگر فروشنده مشتبهين مسلمان بوده و قصدش از بيع، فروش اجزاء مزبور باشد ديگر وجهى ندارد كه مشترى را به كسى اختصاص داد كه ميته را حلال مىداند چه آنكه فروش اجزاء غير روحدار را به مسلمان و شخصى كه ميته را حرام مىداند نيز مىتوان فروخت پس بايد بگوئيم.
جواب
بايد بگوئيم از تخصيص مشترى در روايت بمستحل كشف مىكنيم كه قصد مشترى از خريدن مشتبهين تنها اجزاء ياد شده نبوده بلكه گوشت آنها نيز منظورش مىباشد و اين معنا موجب فساد بيع نيست مگر زمانى كه عقد باين قصد واقع شود كه ميته نيز مورد نقل و انتقال باشد و امّا مادامى كه مورد عقد و متعلّق آن نبوده باينمعنا كه بايع قصدش فروختن گوشت ميته نباشد صرف نيّت مشترى مزبور موجب فساد عقد نيست.
و در مستطرفات كتاب سرائر ابن ادريس از جامع بزنطى كه وى از اصحاب مولانا ثامن الحجج عليه السّلام بوده چنين نقل شده كه وى مىفرمايد:
از حضرتش راجع بمردى كه داراى گوسفند بود سؤال كردم اگر وى دنبههاى گوسفندان را در حال حيات و زنده بودن آنها ببرد آيا از دنبهها مىتوان انتفاع