تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٦ - نقل اخبار داله بر قسم سوم از مكاسب محرمه
و نيز از جمله اين اخبار روايت هند سرّاج است، وى مىگويد:
محضر حضرت ابيجعفر عليه السّلام عرضه داشتم:
خداوند حالتان را خوش و صلاح بدارد، من شخصى هستم كه اسلحه بشام برده و به اهالى آن جا مىفروشم ولى وقتى خداوند متعال بمن معرفت داد و حكم آنرا دانستم از اين بابت در تنگنا واقع شدم و نزد خود گفتم ديگر سلاح بنزد دشمنان دين نخواهم برد.
حضرت بمن فرمودند:
سلاح را بنزد ايشان ببر و بآنها بفروش، زيرا حقتعالى بواسطه ايشان شرّ دشمنان ما و شما را كه اهل روم باشند دفع مىفرمايد ولى متوجّه باش وقتى بين ما و ايشان محاربه و كارزار پيش آمد ديگر اسلحه بآنها نفروشى چه آنكه كسيكه به دشمنان ما سلاح فروخته و آنها را بر عليه ما تقويت كند مشرك است.
مرحوم مصنّف در ذيل ايندو روايت مىفرمايند:
صريح ايندو خبر دلالت مىكند كه حكم بحرمت اختصاص دارد بصورتى كه حرب بين كفّار و مسلمين قائم باشد و مقصود از قيام حرب دشمنى و بينونت بين ايشان در مقابل صلح مىباشد.
البتّه بايندو خبر مىتوان مطلقاتى را كه دالّ بر جواز هستند يا احيانا از آنها منع و حرمت استفاده مىشود تقييد نمود مضافا باينكه ممكنست نسبت ببعضى از آنها ادّعاء كرد كه ظاهر در همين تقييد مىباشند، و از جمله اين مطلقات مكاتبه صيقل است، در اينحديث آمده:
من سيوف را خريده و به سلطان جور مىفروشم آيا اين فروش جايز است؟
امام عليه السّلام در جواب وى نوشتند:
اشكالى ندارد.
و نيز مانند روايت على بن جعفر، از برادر بزرگوارش مولانا الكاظم عليه السّلام، وى مىفرمايد:
از حضرت راجع به حمل اسلحه بتوسط مسلمين بنزد كفّار سؤال كرده و از جواز و حرمت اين تجارت استفسار كردم؟