تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٥ - و از جمله دراهم قلابى
صحيح بوده نه هيئتشان فلذا مبلغى از ثمن كه در ازاء هيئت قرار گرفته مىبايد بمشترى برگردد نظير فروش سركه و شراب چه آنكه هرجزئى از سركه و شراب مال بوده و بناچار در مقابلش مىبايد در معاوضه جزئى از مال قرار بگيرد از اينرو فساد معامله باعتبار هرجزئى موجب آنستكه خصوص همان مقدار مالى كه در مقابل آن قرار گرفته باطل و فساد باشد امّا بقيّه معامله و معاوضه اجزاء ديگر على القاعده صحيح است و حاصل آنكه بيع آلات لهو را نمىتوان همچون معاوضه سركه و شراب دانست و غلط است معامله را در مقابل مادّه آنها تصحيح كرده و در خصوص هيئتشان باطل بدانيم بلكه تمام معامله رأسا باطل و فساد است و دليل آن اينستكه هيئت از قبيل قيد براى مادّه بوده و جزء عقلى محسوب مىشود نه جزء خارجى كه در مقابلش بطور عليحدّه مالى واقع شود لذا اگر معامله باعتبار هيئت فاسد شد معامله در مقابل مادّه نيز حقيقتا باطل مىگردد در نتيجه كلّ معاوضه فاسد است ولى همانطورى كه گفته شد معاوضه در هم قلّابى اينطور نيست يعنى مىتوان معامله را نسبت بخصوص مادّه و جنسش تصحيح نمود.
ناگفته نماند كه اينكلام در هرقيد فاسدى كه ثمن در مقابلش بذل شده و بداعى وجودش آنرا در معاوضه داخل كردهاند مطّرد بوده و بايد ملتزم شويم وقتى معامله نسبت بمالى كه در مقابل چنين قيدى قرار گرفته فاسد بود كلّ معامله محكوم ببطلان و فساد است.
و خلاصه كلام آنكه:
بيع در هم قلّابى از نظر حكم مانند بيع سركه و شراب بوده ولى بيع آلات چنين نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: كالعشّار: يعنى گمركچى.
قوله: بناء على جواز ذلك: مشار اليه « ذلك » دفع در هم مغشوش به ظالم مىباشد.
قوله: كما يدلّ عليه قوله عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در