تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣١ - از جمله هياكل و مجسمههاى عبادت
است اگرچه عنوانى كه در ازاء آن مال پرداخته شده هيكل العبادة مىباشد بايد بگوئيم آنچه را كه از اخبار و اجماع استظهار نموده و حكم بتحريم كرده حسن و نيكو است زيرا بذل مال در مقام اينجسم كه بشكل خاص درآمده از حيث اينكه عرفا مال محسوب مىشود بذل مال بر باطل مىباشد.
و اگر منظور اين است كه مبيع مادّه مىباشد اعمّ از آنكه بيع بهخصوص آن تعلّق گرفته مثل اينكه بگويد:
بعتك خشب هذا الصّنم (بتو فروختم چوب اين بت را).
يا در ضمن مجموع مركّب آنرا متعلّق بيع قرار دهند چنانچه مقدارى چوب را انباشته كرده و وزن نموده و سپس بگويند:
بعتك هذه الوزنة (اين وزنه چوب را بتو فروختم).
و بعدا در بين چوبها صنم يا صليبى كه از چوب ساخته شده ظاهر گردد، بايد بگوئيم:
حكم ببطلان بيع در فرض اوّل و نسبت بمقدار صنم و صليب در صورت دوّم بنظر مشكل مىآيد، زيرا قبول نداريم كه ادلّه مثل چنين فردى را شامل بشوند چه آنكه قدر متيقّن از ادلّه سابق الذّكر حرمت معاوضه بر اين امور بنحوى كه غير آنها از اموال عرفيّه را معاوضه مىكنند مىباشد باين طرز كه در وقت بيع تمام آنچيزهائيكه در ماليّت شيئ دخالت دارد از قبيل مادّه و هيئت و اوصاف را ملاحظه و منظور نمايند امّا در غير اينصورت همچون دو فرض مذكور مشكل بتوان حكم بفساد معاوضه و بطلان آن نمود.
شرح مطلوب
قوله: ان اراد بقصد المادّة: ضمير در « اراد » به كاشف الغطاء راجع است.
قوله: بذل للمال على الباطل: زيرا بحسب فرض هيكل عبادت منفعتش كه تقديس و كرنش در مقابل آن باشد باطل بلكه حرام مىباشد بنابراين پرداخت مال در قبال آن از مصاديق بذل مال بر باطل مىباشد.
قوله: سواء تعلّق البيع بها بالخصوص: ضمير در « بها » به مادّه راجع است.