تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٧ - مقاله مرحوم مصنف و نظر در كلام كاشف الغطاء(ره)
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
استدلال باينحديث مبنى است بر اينكه كلمه « حرام » محمول باشد بر حرمت استعمال بر وجهى كه موجب تلويث بدن و لباس گردد و امّا حمل آن بر نجس چنانچه در كلام برخى از فقهاء آمده شاهدى بر آن وجود ندارد.
سؤال
ممكنست در مقام نقض گفته شود:
چطور باين روايت بتوان استدلال نمود و حال آنكه استصباح با روغن متنجّس قطعا جايز است.
جواب
در جواب مىگوئيم:
روايت مذكور در نجس العين وارد گرديده و استصباح با روغن متنجّس از قبيل استعمال و بكار بردن متنجّس است نه نجس العين لذا نمىتوان با آن استدلال مزبور را مورد نقض قرار داد چه آنكه احتمال آن هست مزاولت و مباشرت نجس العين مبغوض شارع مقدّس بوده ولى متنجّس اينطور نباشد چنانچه حقتعالى در قرآن شريف بآن اشاره فرموده و مىفرمايد: و الرّجز فاهجر.
شرح مطلوب
قوله: و امّا ما ذكره: ضمير فاعلى به كاشف الغطاء راجع است.
قوله: فهو تنزيل بعيد: شايد وجه بعد اين باشد كه هيچ شاهد و قرينهاى بر اين تنزيل در دست نمىباشد.
قوله: و ان بنى على غسل الجميع: ضمير فاعلى در « بنى » به استعمالكننده راجع بوده و مقصود از « الجميع » بدن و ثياب و آلات انتفاع مىباشد.
قوله: و فى بعض الرّوايات الخ: اين روايت را مرحوم كلينى در كتاب كافى