شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٠٠ - غرر في إثبات تناهي الأبعاد
اما برهان عرشى تلويحات در بين اجسام جزئى و متناهى و محدود عالم جسمانى جارى است كه از موضوع بحث خارج است، علاوه آنكه اعتراض ابن كمونه بر وى وارد است كه نقل كردهايم و مع ذلك اگر سخن در حيثيات غير متناهيه جسم غير متناهى با ديگرى مثل خودش فرض گردد الكلام الكلام. پس اين برهان عرشى فرشى است. و نيازى به اطاله كلام نيست. و اگر براهين ديگرى در تناهى ابعاد اقامه كرده باشند از آنچه تقرير و تحرير كردهايم معلوم شده است كه نوع براهين آنها از چه جنس است.
راقم گويد: اولا اينها برهان نيست كه زحمت كشيدهاند، قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين.
علاوه اين مبدأ عالم، وجودى بىحد و پايانست و بنا بر متعارف فيلسوف هم بايد سنخيت بين علت و معلول محقق باشد. علت تعالى شأنه خودش اين حقيقت را به بهترين صورت ادا فرمود كه قل كل يعمل على شاكلته و خود از اين كل مستثنى نيست چه هر اثر نمودار دارايى مؤثر خودست بنا بر اين كلمات وجودى را نهايت نبود و اين عالم كه اثر و فعل مبدأ غير متناهى است بر شاكلت و مثال علت خود بىحد و بىپايان است. قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً (كهف ١١٠) وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (لقمان ٢٨).
وانگهى چنانكه شيخ در ثانى سابعه الهيات شفاء (ص ٢٠٣ و ٢٠٤ ج ٢ ط ١) از افلاطون نقل كرده است كه انحصار البعد في حد محدود و شكل مقدر ليس إلا لانفعال عرض له من خارج لا لنفس طبيعته زيرا كه شىء نفاد خود را اقتضا نمىنمايد پس بعد به حسب ذات و خلقت خود و محدوديت و تناهى نپذيرد بلكه از جهت عرض و امر خارج است يعنى از بابت قوه كه خارج از طبيعت اوست و حال اينكه در اينجا فاعل و مؤثر نفادى نيست كه قوه وى بپذيرد و حال اين كه بعد او بعد مجرد است و منفرد از ماده است و بدين حقيقت در فصل سيزدهم نمط اول اشارات و شرح خواجه بر آن تصريح شده است و جمعى از محققين از جمله محقق طوسى و صاحب اسفار در مكان بعد مجرد گويند و اين امر بسيط مجرد موجود اگر منتهى شده و نفاد پذيرد مركب از وجدان خود و فقدان ما وراى خود نخواهد بود فتدبر. و با قطع نظر از اين مسائل براهين تناهى ابعاد في نفسها ناتمامند.
خواهى گفت كه كلمات وجوديه و آثار و افعال الهى منحصر به عالم شهادت مطلقه نيست كه اگر عالم جسمانى را متناهى دانستهايم فعل حق سبحانه را محدود كردهايم و از مشاكلت بين علت و معلول و حكم محكم كل يعمل على شاكلته دست كشيدهايم، چه عوالم ارواح و عقول طوليه و عرضيه و جنود ملائكة اللّه كه وراى عالم جسم و فوق آنند وجود دارند همان طور كه خداوند سبحان فرمود و لا يعلم جنود ربك إلا هو.
شرح المنظومة ج٤ ٢٠١ [٩٩] غرر في إثبات تناهي الأبعاد ..... ص : ١٨٦