شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٣١ - ج - دوره اوج گيرى و تكامل فلسفه اصيل اسلامى
استنباط كرده است كه بسيار نظر كرده و مع ذلك از جودت حدس هم دور نبوده و اجتهاد كرده است، در تعصّب نسبت به بسيارى از آنچه مخالف حقّ است ... و افراد هيچ طايفهاى شايستهتر از متابعت و تعصّب ورزى نيستند از آنان كه هنگامى كه رأيى را اخذ مىكنند آن را تصديق كنند زيرا اين طايفه را فقط صدق و درستى نجات مىبخشيد.
و ما اين كتاب را تأليف نكرديم مگر آنكه حقيقت را بر نفس خود آشكار كنيم يعنى بر كسانى كه به منزله قائم مقام ما هستند و امّا براى عامّه و سايران كه اهل اين كار و فنّ باشند در كتاب شفا مسائل بسيارى نوشتهايم كه ما فوق حاجت آنهاست و به زودى در لواحق مطالب ديگرى را به آنان اعطا خواهيم كرد علاوه بر آنچه در كتاب شفا موجود است. و به هر حال فقط از خداوند استعانت مىجوييم.»<![if !supportFootnotes]>[٢٢]<![endif]>
شيخ الرئيس تمايلات عرفانى و باطنى خويش را در نمط نهم كتاب اشارات «في مقامات العارفين» مخفى نمىدارد. مطالب فوق علاوه بر آن كه نشانه حريّت فكرى اوست بيانگر ديدگاه جامعه شناختى او نيز نسبت به اوضاع و احوال جامعه عوام زده عصر خويش مىباشد.
ج- دوره اوج گيرى و تكامل فلسفه اصيل اسلامى:
با سپرى شدن دوران ترجمه در جهان اسلام، تقريبا چهار جريان نيرومند عقلى به موازات يكديگر همراه با نوعى تخاصم و تعارض در كار بودند. آن چهار جريان عظيم عبارتند از:
١- علم كلام ٢- حكمت مشاء ٣- حكمت اشراقى و ذوقى ٤- عرفان و تصوف كه به طرز شگفت انگيز و با نظمى كاملا طبيعى تمامى اين جريانات در ظرف قرون ششم و هفتم و هشتم و بعضا تا دهم هجرى قمرى به اوج كمال و بلوغ خود