شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٩ - ب - دوران شرح و بسط و نقادى و آغاز شكل گيرى و تكوين فلسفه اسلامى
دريافته باشند كه مىتوانستند مسائل خاصّى را طرد و به جاى آنها مسايلى ديگر مطرح سازند، و يا توجه كنند كه اصلاح و تنقيح برخى از اين مسائل لازم باشد.
ليكن ما در ابتداى امر مطالب و گفتههاى آنان را به آسانى دريافتيم. البتّه دور از حقيقت نيست كه از راه غير يونانى نيز علومى به ما رسيده باشد كه در فهم اين مسائل كمك كرده باشد و در آن زمان كه اشتغال به خواندن علوم يونانيان ورزيديم بسيار جوان و در بهار عمر خود بوديم و به توفيق الهى دريافتيم آنچه كه ديگران از فهم آن قاصرند. و ما در مدّت اندك و كوتاهى به واسطه تفطّن خاصّ فرا گرفتيم علومى را كه از يونانيان به ما به ارث رسيده بود و سپس همه آنها را با بخشى از علم كه منطق ناميده شده است مقابله و تطبيق كرديم. و البتّه بعيد نيست كه نام آن علم [منطق] نزد مشرقيّين چيزى ديگر باشد غير از منطق. و آنچه فرا گرفتيم حرف حرف با بخش منطق مقابله كرديم و واقف شديم بر آنچه مطابق بود و آنچه مطابق نبود، و هر امرى را آن طور كه هست مورد توجه قرار داديم تا آنچه حقّ بود آشكار و آنچه باطل بود نيز آشكار شد. و چون كسانى كه اشتغال به آن علوم دارند بسيار شيفته و متمايل به مشّائيان از يونانيانند، خوش نداشتيم كه اختلاف و جدايى حاصل شود و با عقايد و نظريّات جمهور مخالفت كنيم. از اين جهت به آنها گرويديم و از مشّائيان حمايت كرديم و تعصّب ورزيديم زيرا بين همه فرق، آنها بيشتر شايسته هستند كه به آنها تعصّب ورزيده شود. و تكميل كرديم آنچه را آنان اراده كرده بودند لكن در آن قاصر بودند و ادراك آنها بدان نرسيده بود. و چشم پوشيديم از خطاها و اشتباهات آنها و براى اشتباهات آنها وجهى و مخرجى و محملى قرار داديم و حال آنكه خود به اشتباهات و گمراهيهايى كه در مطالب آنها بود واقف و شاعر بوديم. و اگر در موردى هم با آنها آشكارا مخالفت ورزيديم در موردى بوده است كه قابل تحمّل و صبر نبود، و الّا در اغلب موارد چشم پوشى كرديم و در حجاب تغافل آن را پنهان ساختيم.
من جمله از اين جهت نخواستيم با آنها مخالفت ورزيم كه خوش نداشتيم جهّال واقف شوند بر نادرستى افكارشان و اختلاف آنها با مطالب مشهور كه شكّى در