شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ١٩٨ - غرر في إثبات تناهي الأبعاد
سخن در روش صاحب اسفار است كه در تناهى ابعاد به مسير قوم مشى كرده است با اين كه موضوع حكمت متعاليه همان موضوع صحف عرفانيه است جز اين كه عارف به وحدت شخصيه حقه حقيقيه ذات مظاهر قائل است، و آن جناب به وحدت حقه حقيقه ذات مراتب فتبصر.
كيف كان از قائلان به تناهى ابعاد بايد پرسيد كه چه چيزى موجب شده است كه آنان را به اين حرف كشانيد اگر از جهت شكل داشتن اجسام است كه تا جسم متناهى نشود شكل نمىيابد چنان كه شيخ در فصل دوازدهم نمط اول اشارات پس از فراغ از تقرير برهان سلمى در تناهى ابعاد گويد: فقد بان لك أن الامتداد الجسماني يلزمه التناهي فيلزمه الشكل أعني في الوجود. اين سخن حق است كه تا جسم متناهى نشود شكل نمىيابد ولى اين بحث در اجسام عنصرى و اجرام فلكى كه هر يك جزئى از اجزاى عالم جسمانيند جارى است كه يك يك آنها از ارض و قمر و شمس و غيرها متناهى و مشكلند و لكن اين مطلب چه ربطى به تناهى مجموعه عالم جسم و جسمانى دارد كه عالم طبيعت را پايان است.
و اگر تناهى ابعاد را براى اثبات محدد الجهات خواهند- چنان كه مىخواهند، منتهى سخنى كه در اين امر دارند همانست كه شيخ در نمط دوم اشارات عنوان كرده است كه النمط الثاني في الجهات و أجسامها الأولى و الثانية.
و محدد الجهات در نظر آنان يعنى جسمى كه تحديد و تعيين كننده جهاتست و خلاصه خود آن جسم جهت ساز است و جهت ساختن آن بدين نحو است كه خود علو مطلق است و مركز وى سفل مطلق و آنچه را كه خفيف است به سوى خود مىكشاند كه با او مسانخ است چنان كه مثلا دود را به سوى خود كه علو است مىكشاند، و ثقيل را مثلا سنگ را كه با او مسانخ نيست به مركزش پرت مىكند كه سفل مطلق است و جهت طبيعى همين دو است كه يكى علو مطلق است و ديگر سفل مطلق.
محدد الجهات را فلك الأفلاك و جسم كل و معدل النهار و فلك اطلس و فلك نهم نيز مىگويند و حركت اولى را از او مىدانند كه حركت او چون حركت جوزهر و مدير و مايل، خلاف توالى يعنى از مشرق به مغرب است چه حركت توالى چون حركت كواكب بروج و ديگر ثوابت و سيار از مغرب به مشرق است به تفصيلى كه در كتب هيئت مسطور است.
اما آنچه كه در اثبات اين مطلب گفتهاند كه فلك اطلس محدد الجهات است ففيه ما فيه. در تناهى بعد مىگويند كه عالم جسمانى منتهى مىشود به جسم كل كه به تعبيرى به منزلت بام خانه عالم جسمانى است.
علاوه اين كه دانشمندانى از پيش قائل به قوه جاذبه بودند و اين مطلب امروز مسلم و محقق است