انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
فصل سوم: عدل الهى
از موضوعات مهم- و اختلاف برانگيز- در بحثهاى كلامى و اعتقادى مسلمانان، موضوع «عدل الهى» است.
پرداختن به اين موضوع، متكلمان مسلمان را به دو دسته تقسيم كرده است. دستهاى مانند شيعه و معتزله طرفدار عدل الهىاند كه «عدليه» نام دارند و دستهاى در برابر عدليهاند كه «اشاعره» خوانده مىشوند؛ البته اشاعره به صراحت نگفتهاند كه ما منكر عدل الهى هستيم، اما در موضوع «حسن و قبح ذاتى و عقلى» و نيز در موضوع «جبر و اختيار» به راهى رفتهاند كه لازمهاش عادل ندانستن خداوند، يا نفى موضوع عدالت و ظلم از خداوند است.
عدليه بر آنند كه عدل حقيقتى است در برابر ظلم و پروردگار به حكم اين كه حكيم و عادل است، كارهاى خود را با معيار و مقياس عدل انجام مىدهد. عدليه در توضيح اين مطلب مىگويند: آن گاه كه به افعال نظر مىكنيم، با قطع نظر از اين كه مورد تعلّق اراده تشريعى ذات خداوند باشند يا نباشند، مىبينيم كه برخى افعال به خودى خود با برخى ديگر متفاوتاند. برخى افعال در ذات خود عدلاند؛ مانند پاداش دادن به نيكوكاران و برخى در ذات خود ظلم؛ مانند كيفر دادن به نيكوكاران؛ و چون افعال در ذات خود با يكديگر متفاوتاند، ذات مقدّس بارىتعالى، كارهاى خود را با معيار و مقياس عدل برمىگزيند و به انجام مىرساند.
اما اشاعره برآنند كه عدل خود حقيقتى نيست كه پيشتر بتوان وصفش كرد و آن را مقياس و معيارى براى فعل پرورد
انديشه دينى ٩٦ حسن و قبح ذاتى و عقلى ..... ص : ٩٥
گار قرارداد و اساساً ممكن نيست براى افعال الهى معيار و مقياسى در نظر گرفت. معناى عادل بودن خدا اين نيست كه او از قوانينى به نام قوانين عدل پيروى مىكند، بلكه منظور اين است كه او سرچشمه عدل است. آنچه او مىكند، عين عدل است، نه اينكه آنچه را مطابق عدل است انجام مىدهد. «عدل»