انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٧
لازم الاجرا است كه «هدف هرچه مقدس باشد وسيله را موجّه و مباح نمىكند.» «١»
ديدگاه دوم (انتخاب): خداوند تدبير امور سياسى امت اسلام را به خودشان واگذار كرده تا در چارچوب ضوابط دينى حاكميت خود را اعمال كنند. از آنجا كه مردم در چارچوب شرع مىتوانند انتخاب كنند، مشروعيت الهى است، ولى از آن جهت كه مردم واسطه ميان خدا و حكومتند و در مشروعيت تأثير گذارند، چنين مشروعيتى را «مشروعيت الهى- مردمى» گويند. مشروعيت الهى- مردمى ميان برخى فقهاى معاصر طرفدارانى دارد. «٢» اين قول مشهور به «قول انتخاب» است. «٣»
نقش مردم در حكومت دينى
بر اساس اين كه قول مختار، همان قول مشهور ميان اكثر فقها به ويژه امام راحل، يعنى مشروعيت الهى بر مبناى «نصب» است، سزاوار است در باره اين قول و نقش مردم در حكومت دينى و سپس سازگارى مبناى مشروعيت الهى با نظريه اخلاقى توضيح بيشترى بدهيم.
توضيح آن كه «برهان لطف و حكمت» چنان كه ضرورت حكومت اسلامى را اثبات مىكند، مشروعيت الهى حكومت اسلامى را چه در زمان پيامبر و امام عليه السلام و چه در زمان غيبت نيز اثبات مىكند و دلالت بر نصب مطلق دارد، به طورى كه مردم در اصل مشروعيت هيچ نقشى ندارند؛ هر چند كه در تحقق حكومت اسلامى و تعيين حاكم و ولى فقيه و كارآمدى نظام اسلامى و حاكميت فقيه نقش مؤثر و تعيين كنندهاى دارند.
زيرا ب
انديشه دينى ١٨٥ فصل اول: پيوستگى حيات ..... ص : ١٨٥
ر اساس همان قاعده حكمت و لطف، لزوم جعل حجت شرعى در تشريع احكام و اداره جامعه قابل اثبات است. اين قاعده ايجاب مىكند كه براى دستيابى به احكام كلى و دستورهاى الهى، حجت شرعى از طرف خدا منصوب گردد تا بتوان از طريق او احكام الهى (به ويژه احكام حكومتى و سياسى- اجرايى) را كشف كرد و به مورد اجرا گذاشت. قاعده لطف اقتضا مىكند كه در عصر غيبت، مقام «ولايت امر» جهت حفظ نظام به صورت مستمر باقى بماند.