انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤
پايينتر بياورند؛ يعنى معجزه همان عمل با يك درجه بالاتر است؛ زيرا در هر رشته علمى يا هنرى و يا صنعتى، در ميان افراد بشر دست كم يك نفر را مىتوان يافت كه در حد اعلا باشد و ديگران نتوانند عملى چون عمل او را انجام دهند؛ مثلًا در آثار حماسى، شعر فردوسى سخن آخر را زده است و يا در غزليات فارسى، حافظ بهتر از ديگران سروده است. امّا معجزه چنين نيست، بلكه به گونهاى است كه نشان مىدهد كار غير بشرى است و از مرز توان بشرى بيرون است. به عنوان مثال، زدن عصاى موسى عليه السلام به دريا و شكافته شدن دريا به گونهاى كه كف خشك آن پيدا شود و مردم توان راه رفتن بر آن داشته باشند، كارى است كه انجامش در توان بشر نيست، نه اين كه ديگران نيز مىتوانند مانندش را با يك يا چند درجه پايينتر انجام دهند و همچنين است ديگر معجزات پيامبران عليهم السلام؛ مانند زنده كردن مردگان توسّط عيسى عليه السلام و يا شقّالقمر توسّط پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله. از اين رو، شهيد مطهرى مىگويد:
معجزه آن كار و اثرى است كه نشانهاى باشد از اين كه يك قدرت ما وراى بشرى در ايجاد آن دخالت دارد و فوق مرز قدرت بشرى است به طور كلّى. «١»
ويژگىهاى معجزه
گرچه در ضمن تعريف معجزه به برخى ويژگىها اشاره شد، ولى براى شناخت بيشتر مفهوم معجزه در اينجا به برخى از ديگر ويژگىهايش اشاره مىكنيم. توضيح آن كه، پديدههاى جهان، بهطور معمول، از راه اسبابى هستند كه با آزمايشهاى تجربى قابل شناختناند؛ مانند پديدههاى فيزيكى و شيميايى و نمودهاى روانى، ولى در موارد نادرى، پديدههايى در جهان تحقق مىيابند كه اسباب آنها را با آزمايشهاى تجربى نمىتوان شناخت و از آن جا كه هيچ حادثهاى بدون علّت نيست بايد آن پديدهها علل غير طبيعى داشته باشند و شواهدى نيز اين حقيقت را تأييد مىكند. معجزات و كراماتى كه از انبياء و اولياء آشكار مىشوند و كارهاى خارقالعادهاى كه مرتاضان انجام