انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨
اشاره «١»، وسوسه شيطانى «٢»، القاى امر به فرشتگان «٣» و سخن گفتن خداوند با پيامبران. «٤»
از نظر كاربرد، شايعترين استعمال وحى در قرآن كريم همان معناى اصطلاحى آن است كه عبارت از وحى به پيامبر عليهم السلام است.
قرآن مجيد به تشريح پديده وحى پرداخته و آن را سه قسم دانسته است:
«وَ ما كانَ لِبَشَرٍ انْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ الّا وَحْياً اوْ مِنْ وَرآءِ حِجابٍ اوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِاذْنِهِ ما يَشاءُ انَّهُ عَلِىٌّ حَكيمٌ» (شورى/ ٥١)
و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد، وحى مىكند؛ چرا كه او بلند مقام و حكيم است.
با توجه به معناى وحى در اين آيه، دريافت وحى تنها در سه شكل ممكن است:
١- سخن گفتن خداوند با پيامبر صلى الله عليه و آله بدون واسطه فرشته وحى. (الَّا وَحْياً)
٢- سخن گفتن خداوند با پيامبر صلى الله عليه و آله از پس پرده و حجاب؛ همانند سخن گفتن خداوند با موسى عليه السلام از وراى درخت. (اوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ)
٣- القاى وحى توسط فرشته وحى. (اوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِاذْنِهِ ما يَشاءُ)
ويژگىهاى وحى
وحى داراى ويژگىهايى است كه آن را از ديگر ادراكات انسانى متمايز مىسازد و توجه به اين ويژگىها در بررسى و نقد توجيهاتى كه در مورد وحى مطرح است، بسى ضرورى است. برخى از اين ويژگىها عبارتند از:
١- وحى از نوع ادراكات عمومى بشر نيست. اداركات و معرفتهاى بشرى از سه راه وجدان، حس و عقل حاصل مىآيند. برخى از حقايق، مانند اظهار محبّت به پدر و مادر، از امور وجدانى انسانند، برخى نيز از راه حواس و برخى از راه تعقّل حاصل