انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
بزرگ و خالق است كه خدايان ديگر مخلوق يا مولود اويند و ديگر خدايان گرچه مخلوق يا نشأت گرفته از خداى بزرگند، ولى پس از آن يا خود مستقلًا خالق مىگردند يا در صفات وجوب وجود و ديگر صفات الوهى با خداوند شريك مىشوند كه در بحث چندگانه پرستى توضيح بيشتر خواهد آمد.
گرچه دوگانه پرستان توجيه فلسفى ناتمامى براى اعتقاد خود به دست دادهاند، ولى طرفداران تثليث هيچگونه و هيچگاه مبناى استدلالى، عقلى و فلسفى استوارى براى اعتقاد خود نداشتهاند. از اين رو بطلان اين اعتقاد با كمترين تأملى آشكار مىشود.
خداى سبحان وجودى يگانه است كه داراى ربوبيت مطلقه است و هر چه غير او است، در هست شدن و وجود يافتن نيازمند به او است. او قيوم مطلق است و ممكن نيست چيزى كه در وجود يافتنش نيازمند به خدا و تحت قيموميت او است، در نوعيت همچون خدا باشد و صفات ذاتى حق تعالى، همانند وجوب وجود، قائم به ذات بودن و بىنيازى در او حاصل شود. جز خدا، هر چه هست مخلوق خدا است و هر آن نيازمند به عنايت او است و هيچگاه در رتبه خداوند نخواهد بود.
بنابراين خدا را همان عيسى دانستن «١» و يكى از اقانيم سهگانه پنداشتن «٢» (اب، ابن و روح القدس)، يا عيسى را پسر و خداى مولود دانستن، كفر و شرك صريح و انكار توحيد است و بر هيچ پايه منطقى و عقلى استوار نيست. از اين رو، متفكران متعصب مسيحى براى دفاع از اصل تثليث، پذيريش متعبّدانه و بدون چون و چرا را شعار خود ساخته و به تبليغ آن پرداختهاند؛ و چنين وانمود كردهاند كه استدلال و تفكر عقلانى در اين جا راه به جايى نمىبرد و عقل از درك آن ناتوان است. به عنوان نمونه دكتر خورى جورجس فرج مىگويد:
در قلبت نگو چگونه ممكن است كه خدا مجسّم شود؛ چون اين از شأن خاص اوست.
و مسيو لويس مىگويد:
تجسّد كلمه الهى، از اسرار الهى است كه عقل انسان از درك كنه آن عاجز است، ولى مخالف عقل نيست.
قيس وهب عطاء الله مىگويد: