انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
دهرىگرى
براهين فلسفى و ادلّه عقلى مطرح شده، اين حقيقت را روشن ساختند كه جهان آفرينش، آفريده موجودى غير مادّى، واجب، ازلى، ابدى، قادر و مدبّر است كه بر جهان محيط و حاكم است و همه چيز تحت سيطره او است.
از ديرباز كسانى، مشهور به «مادّىگرا» يا «دهرى» «١»، بوده و هستند كه معتقدند جهان هستى منحصر در همين جهان مادّى است و اين جهان نيز مجموعهاى است به هم پيوسته و ازلى و بىنياز از غير و در وراى آن، جهان و موجودى ديگر نيست؛ هر چه هست همين جهان است كه آن نيز، متّصف به تغيير و تبدّل و محدود به زمان و مكان است. همچنين قائم به ذات خود است و هميشه بوده و به خالق و مدبّر نيازمند نيست، بلكه جهانى است قديم و متّكى بر خود.
اينان با انكار مبدأ بهگونه منطقى به ورطه انكار معاد نيز راه يافتهاند. قرآن سخن اين گروه را چنين نقل مىكند:
«انْ هِىَ الَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ» (مؤمنون/ ٣٧)
جز اين زندگى دنياى ما چيزى نيست. مىميريم و زندگى مىكنيم و ديگر برانگيخته نمىشويم.
هر چند دهرىها در جامعه مسلمانان به لحاظ غناى فرهنگىِ آن و دفاع منطقى و مستدلّى كه پيشوايان مسلمان از توحيد و خداپرستى كردهاند، جايى نداشته و ندارند، ولى در ديگر جوامع به ويژه در جوامع غربى، رفته رفته رشد يافتهاند. به خصوص پس از قرون وسطى، اين شيوه تفكّر در غرب رشدى بسيار يافت و «ماترياليسم» بر پايه اصالت و انحصار مادّه شكل گرفت و موجود ماوراى مادّه، امرى ذهنى و ساخته فكر بشر و غير واقعى تلقّى گشت.