انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
تعريف واداشت. در طول رسالت نيز تفاوت سبك و سطح سخن پيامبر صلى الله عليه و آله با وحى همچنان بر جاى ماند كه اين خود نشانهاى آشكار بر پشتوانه غيبى وحى پيامبر صلى الله عليه و آله است.
دعوت قاطع و صريح وحى از مدّعيان كه اگر مىتوانند با قرآن رويارويى كنند و كلامى مشابه آن را بياورند، از ديگر دلايل روشنى است كه تمايز وحى و غير آن را آشكار مىسازد و مىفهماند كه مبدأ وحى نيرويى غيبى و قدرتمند است كه اگر همه جهانيان نيز با هم يگانه شوند، توان مقابله با آن را ندارند.
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْانْسُ وَالْجِنُّ عَلى انْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْانِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً» (اسراء/ ٨٨)
بگو: «اگر آدميان و جنّيان يگانه گردند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يكديگر را [در اين كار] يارى كنند.
با توجه به آنچه درباره وحى گفته شد، درمىيابيم كه وحى مقولهاى جدا از كلام بشرى است و آنچه پيامبران عليهم السلام آوردهاند، حاصل نبوغ شخصى، تجلّى باطنى و امورى ديگر از اين قبيل نبوده است، بلكه خداوند آنان را برگزيده است و نيز مىدانسته كه آنان امانتدارانى هستند كه مىتوانند پيامش را به آدميان برسانند و موجب هدايت و رستگارى شوند و كوچكترين دخل و تصرفى در محتوا و شكل پيام وحيانى نكنند و آنان نيز به حق چنين كردند و شايستگى خود را در انجام اين رسالت مهم به اثبات رسانيدند و بهراستى كه بشريت در گذشته و حال و آينده وامدار رنجها و كوششهاى آنان است.
٤- وحى از ديدگاه مسيحيت
در آغاز، اين نكته را يادآور مىشويم كه گرچه اصل وحى، بنيادىترين عنصر دينى مشترك همه اديان آسمانى است و همگان اصل وجودش را مسلّم مىدانند، امّا در تفسير و به ويژه چگونگىاش اختلاف نظر فراوانى با يكديگر دارند.
در جهانبينى اسلامى، وحى ارتباطى ويژه است كه ميان پيامبران عليهم السلام و جهان غيب برقرار مىشود و خداوند متعال با فرو فرستادن پيامهاى خود بر اين بندگان شايسته، عموم بشر را مخاطب مىسازد و به صراط مستقيم رهنمون مىكند. اين پيامها گاهى به صورت مكتوب و گاهى نيز به صورت شفاهى در اختيار پيامبران قرار مىگيرد و آنگاه