انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٩
شايسته ظهور حقيقت و برطرف شدن هرگونه باطل و خاتمه يافتن هرگونه اختلاف نيست، از اين رو لازم است جايى و هنگامى باشد كه عمر باطل در پرتو ظهور حق پايان يابد و دامنه خلاف و اختلاف برچيده گردد.
قرآن كريم وجود قيامت را براى ظهور كامل حق و داورى درباره اختلافات لازم دانسته، مىفرمايد:
«اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ» (حج/ ٦٩)
خداوند در روز قيامت درباره آنچه با هم اختلاف داشتيد، ميان شما حكم خواهدكرد.
٤- برهان تجرّد روح انسان
انسان از آن رو كه خويشتن را با علم حضورى مىيابد و اشياى ديگر را معمولًا از راه انديشه و تفكّر (علم حصولى) ادراك مىكند، داراى حقيقتى مجرّد و غير مادّى به نام روح است كه گرچه به بدن مادى متعلّق است، ولى هرگز احكام مادّه و قوانين مادّى صرف و از جمله، مرگ و نابودى، بر او حاكم نيست، بلكه به عكس، جسم و بدن خاكى نيز در پرتو حيات جاويد روح انسانى، پس از فنا و زوال در اين دنيا، در روز قيامت حيات دوباره و جاويد مىيابد. بنابراين، مرگ انسان جز رهايى روح از قفس تن و انتقال از اين جهان به جهان ديگر نيست و معاد به معناى زنده شدن روح نيست، بلكه به معناى تعلّق دوباره همان روح زنده به بدن است و چون تجرّد روح در اثبات اصل معاد سهم بهسزايى دارد، در زير مىكوشيم برخى از دلايل آن را به بررسى نهيم.
الف- انطباع كبير در صغير «١»
در امور مادّى، همواره آنچه در چيزى جاى مىگيرد، بايد از لحاظ حجم، با مظروف خود متناسب باشد و هيچگاه چيزى بزرگ در ظرفى كوچك جاى نخواهد گرفت و اين يكى از ويژگىهاى مادّه است.
با توجه به نكته فوق، اين پرسش پيش مىآيد كه: