انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
اين آيه به صراحت، بر معاد جسمانى دلالت دارد و مىفرمايد: ما از همين ذرّات پراكنده جسم، بارى ديگر انسان را با تمام ويژگىهايش، حتّى ريزهكارىهاى سر انگشتانش، پديد خواهيم آورد.
آياتى ديگر نيز كه بيرون آمدن انسان از قبر را يادآور مىشوند، براى اثبات مدّعاى ما بسيار كارسازند:
«وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَاذا هُمْ مِنَ الْاجْداثِ الى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ» (يس/ ٥١)
و در صور دميده مىشود و ناگهان از قبرها بيرون مىآيند و به سوى پروردگارشان مىشتابند.
روشن است انسانهايى از قبرها بيرون مىآيند كه بدنشان پوسيده و اكنون به حالت نخستين برگشتهاند و بهعلاوه اگر رستاخيز تنها داراى جنبه روحانى باشد، زنده كردن مردگان كه تعبير قرآن است، مفهومى ندارد؛ زيرا با مرگ روح تنها از كالبد جدا مىشود و از عالم دنيا به برزخ و سپس به قيامت منتقل مىگردد و مرگ با توجه به روح جز به معناى انتقال نيست و زنده كردن فقط در مورد جسم صدق مىكند كه بىجان و متلاشى شده است.
صدرالمتألّهين، فيلسوف بزرگ عالم اسلام، افزون بر استدلالهاى فلسفى كه براى اثبات معاد جسمانى مىآورد، مىگويد:
حق اين است كه آنچه در معاد اعاده مىشود، عيناً همين شخص است با نفس و بدن؛ يعنى نفس همين نفس و بدن نيز همين بدن است به گونهاى كه اگر آن شخص را ببينى، خواهى گفت همان شخصى است كه در دنيا ديدم و ... هر كس اين را انكار كند، منكر دين است و در حكمت نقص دارد و لازمهاش انكار بسيارى از تصريحات قرآنى است. «١»
البته بايد توجّه داشت كه چون در عالم آخرت، همه چيز در مرتبه كمال حقيقى متناسب با آن عالم بروز مىكند، جسم انسانى نيز متناسب با آن سرا و در مرتبه عالى و با كيفيتى بالا، همراه با ملكات نفسانى حاصل از اعمال دنيايى شكل مىگيرد و رخ مىنمايد.