انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٦
«وَ لا تُجْزَوْنَ الَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (يس/ ٥٤) «١»
و جز آنچه عمل مىكرديد، جزا داده نمىشويد.
با توجه به اين دسته آيات، آشكار مىشود كه جزاى اعمال انسان، جزايى تكوينى است نه اعتبارى؛ بدين معنا كه تمام كيفرهايى كه شخص مجرم و گناهكار در سراى آخرت، تحمّل مىكند، از ناحيه غير و خارج از نهاد او نيستند، بلكه همان اعمال اويند كه در قيامت و حتّى برزخ، به صورت عذابهاى دهشتناك، مانند مار و عقرب متمثّل و متجسّم خواهند شد؛ همانگونه كه اعمال نيك نيز به شكل مصاحبى نيكو صورت و يا گل و ريحان درمىآيند. البته در اين باره كه اعمال انسانى چگونه به شكل رحمت و عذاب درمىآيند، دو نظريّه مهم مطرح است:
١- عذاب و رحمت، تجسّم و صورت فعل و لوازم نفسانى است.
٢- عذاب و رحمت، صورت ملكوتى و باطنى اعمال دنيوى است.
نظريّه اوّل بر آن است كه انسان در دنيا با انجام هر فعلى، چه نيكو و چه زشت، در صقع نفس خود، كه جوهرى مجرّد و فعّال است، اثر و خاصيت فعل را پديد مىآورد.
اين اثر و هيأت موجود در نفس، نخست موقّت و زوالپذير است، امّا با تكرار و مداومت، به صورت ملكه و كيفيتى ثابت و راسخ درمىآيد و گاهى اثرش، از صورت ملكه خارج مىشود و مبدّل به جوهرهاى ثانوى و زوالناپذير مىگردد.
اين صورتهاى رذيله نفس، با توجه به نوع آنها، مبدّل به اقسام عذاب و كيفر مىشوند كه در عالم آخرت، نفس با مشاهده و ادراك آنها- كه در حقيقت فعل خود نفس هستند- معذّب و متالّم خواهد شد.
مراد نظريّه دوم نيز اين است كه هر عمل دنيوى انسان داراى دو شكل است: يكى صورت ظاهرى عمل؛ مانند غيبت، خوردن مال يتيم يا نماز خواندن و روزه گرفتن. دوم، چهره راستين و ملكوتى اعمالكه فعلًا از ديدگان نهان است؛ مثلًا صورت راستين خوردن