انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
جداگانه قائل بشويم و براى نيستىها هم فاعل جداگانه ... همان فاعل هستىها كافى است كه نيستىها هم در دنيا پيدا بشود؛ مثل نور و سايه. نور وجود دارد، سايه هم وجود دارد. منشأ نور يك منبع نور است؛ مثل خورشيد يا چراغ، ولى هر جا كه نور هست، سايه هم هست، اما آن سايه جز فقدان نور، چيز ديگرى نيست. وقتى كه نور آمد و در يك جاى مخصوص تابيد و در يك محدوده ديگرى نتابيد، آنجاى ديگر سايه است. لازم نيست ما در جست و جوى كانون ديگرى غير از كانون نور باشيم و بگوييم آن كانونى كه سايهها را در عالم به وجود آورده، چيست؟ «١»
بنابراين شرور در عالم يا نيستىاند و به دليل نبود قابليت، از فيض الهى بهرهمند نشده و وجود نيافتهاند و يا سبب نيستى هستند و وجود اين سببيت نيز لازمه جهان خلقت است و نبودن آن، باعث اختلال در هستى مىشود؛ مثلًا خداوند ويژگى برندگى را در چاقو نهاده است و انسان را به استفاده درست از اين برندگى امر فرموده است. اگر كسى بخواهد از اين برندگى استفاده نادرست كند و ديگرى را به قتل برساند، چنانچه خداوند برندگى را از چاقو بگيرد تا قتل واقع نشود، نظام اسباب و مسبّبات در هم مىريزد و ديگر دنيا دار امتحان و ابتلا نخواهد بود. بنابراين، جهان خلقت را جز يك خالق نيست و همه هستى و موجودات مخلوق اويند و شرور از نيستىهاى واقعى و هستىهاى انتزاعى و تابعىاند و نيازى به خالق ندارند تا خالقى ديگر برايشان فرض كنيم.
سهگانه پرستى
يكى ديگر از كژانديشىهاى ديرينه بشر، سهگانه پرستى است. به شهادت تاريخ، اين باور انحرافى از ديرباز ميان اقوام باستانى، آريايى، يونانى، رومى و هندى وجود داشته است. آنان به سه الهه معتقد بودهاند. الهه پدر (ديوس پيتار) كه نزد همه آنان به «پدر آسمانى» شهرت داشته است. الهه مادر (پريتيوى ماتار هندى يا گاياماتر يونانى) و الهه آفتاب، كه نزد ايرانيان باستان «ميترا» يا «مهر» نام داشته است. «٢»