انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٣
مقصود اين است كه مردم در حالى كه جمعند، تنها و فردند و با اين كه همه حضور دارند، هر يك از ديگرى جدا و گسسته است؛ بهطورى كه هيچ يك بار ديگرى را بر دوش نمىگيرد؛ چنان كه قرآن مىفرمايد:
«... وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ اخْرى ...» (انعام/ ١٦٤)
و هيچ گناهكارى گناه كسى ديگر را بر دوش ندارد.
از آن جا كه روز قيامت هم «روز جمع» است و هم «روز فصل»، همگان حاضرند، ولى از يكديگر جدا. هنگامى كه طليعه قيامت ظاهر مىشود، هيچگونه پيوند نسبى ميان افراد نيست. در آنجا نه زنده شدن همراه با تولّد و رابطه نسبى است و نه نسبتهاى دنيايى در آن موقف سهمى دارند، بلكه انسان در آن عالم از انساب خود گريزان است. «١»
روابط دوستانه دنيايى و پيوندهاى قبيلگى، نژادى و ديگر قراردادهاى دنيايى نيز در آنجا بىاثرند و بسيارى از افراد از جمله دوستان دنيايى، سران باطلپيشه و پيروانشان از يكديگر گريزانند.
تجلّى نظام زندگى فردى در قيامت را در چگونگى پاداش و كيفرهاى قيامت مىتوان مشاهده كرد؛ زيرا در آنجا گذشته از بهشت و آسايشهاى بهشتى و دوزخ و رنجهاى دوزخى، گونههايى از نشاطها و بهجتها فراهم است كه با وجود انسان مؤمن سرشته است؛ همچنان كه گونههايى از عذابها و تاريكىها هست كه عين وجود انسان كافر و تبهكار است و انسان بدون اين كه محتاج به ديگران باشد، در خوشى و سعادت به سر مىبرد و يا بى آنكه كه از ناحيه ديگران به او ضررى برسد، در ناراحتى و عذابى به سر مىبرد كه از ناحيه اعمال خويش نصيبش شده است.
البته بهشتيان بعد از صحنه قيامت، در بهشت با يكديگر انس و الفت دارند و از شفاعت اولياى خدا بهرهمند مىشوند و حشر هم به صورت گروهى است و امام و مأموم با هم محشور مىشوند ولى اينها با فرادى بودن منافات ندارد.
٢- اختلاط حق و باطل در دنيا و ظهور حق محض در آخرت