انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
برهان نظم و مسأله شرور
برخى دانشمندان غربى، در طرح اشكالهاى برهان نظم به مسأله شرور اشاره كرده و آن را ناقض وجود نظم پنداشتهاند و بدين وسيله خواستهاند كارآيى برهان نظم در اثبات صانع را منكر شوند. بايد توجّه داشت كه نظم در برابر هرج و مرج و بىنظمى است، نه در مقابل شرّ. اگر فقط در گوشهاى از جهان، وجود نظم هدفدار ثابت شود، برهان نظم به قوّت خود باقى مىماند و وجود ناظم را ثابت مىكند. امّا اينكه آيا از اين ناظم، شرّ نيز صادر مىشود يا نه و اين كه در جهان شرّى هست يا نه؟ و سؤالهاى ديگر، محل طرح اين مباحث در برهان نظم نيست، بلكه در بحث عدل الهى يا حكمت الهى و در بحث نظام احسن بايد بدانها پرداخت و ما نيز به خواست خدا در بخش مربوط به عدل الهى از آن سخن خواهيم گفت.
تاكنون به توضيح برخى برهانهاى حكيمان و متكلّمان اسلامى در اثبات مبدأ پرداختيم. فيلسوفان غربى نيز ادلّهاى فلسفى يا شبه فلسفى در اين زمينه مطرح كردهاند كه در ادامه مىكوشيم برخى از آنها را به بررسى و پژوهش نهيم.
برهان وجودى آنسلم
در قرون وسطا و روزگار پس از آن، دو گونه برهان براى اثبات وجود خداوند اقامه كردند. گونه نخست «برهان كيهان شناختى» نام دارد كه در آن بر ويژگىهاى كيهان يا جهان خارج استدلال كرده و به اثبات رساندند در جهان، خالقى وجود دارد كه آدمى نامش را خدا مىگذارد.
گونه دوم «برهان وجودى» نام دارد كه در آن، تصوّر يا مفهوم خدا را فى نفسه مبدأ قرار مىدهند و از اين رو، در اين برهان لازم نيست براى اين كه نقطه آغازى بيابند، از قلمرو انديشه و تصوّر خارج شوند. «١»