انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨
كه واقعيت خارجى است و استدلال نيز به دنبال آن است كه محبوب واقعى را با صرف نظر از تصوّرى كه افراد نسبت به آن دارند، با شناسايى محبوبهاى كاذب و دروغين و امتياز از آنها، و يا از طريق شهود مستقيم، به دست آورد. براى تقريب به ذهن مىتوان جريان تلازم بين وجود عطش انسان و وجود آب در متن واقع را مطرح كرد؛ زيرا عطش يك وجود خارجى است، گرچه موطن آن، درون انسان است و رابطه عينى بين عطش و آب خارجى برقرار است و اگر تشنهاى به سراب دل بست و به دنبال آن حركت كرد، از باب خطاى در تطبيق مىباشد و هرگز باطل بودن پندار كسى كه سراب را به جاى آب ادراك كرد، نقضى بر تلازم بين وجود عطش و وجود آب در متن خارج نخواهد بود. «١»
برهان نظم
«برهان نظم» يا «اتقان صنع» از نظام آفرينش، راهى روشن به سوى اثبات وجود خدا مىگشايد. نظم، گونهاى رابطه هماهنگ ميان اجزاى يك مجموعه، براى تحقق يافتن هدفى مشخص است؛ چونان كه هر جزئى از اجزاى مجموعه، مكمّل ديگرى باشد و فقدان هر يك سبب شود كه مجموع، هدف خاص و اثر مطلوب را از دست بدهد.
برهان نظم از دو مقدمه تأليف يافته است كه يكى حسّى و ديگرى عقلى و منطقى است. تقرير ساده و كوتاه برهان نظم چنين است:
١- در هر گوشهاى از اين جهان پهناور، نظم، حساب، قانون و هدف به چشم مىخورد.
٢- هر نظم، قانون و هدفى از يك ناظم و قانونگذار هدفدار عالم حكايت مىكند.
اينك به شرح و توضيح مقدمات برهان نظم مىپردازيم:
نخست مقدمه حسى را، كه صغراى برهان را تشكيل مىدهد، شرح و تبيين مىكنيم و سپس مقدمه عقلى، يعنى كبراى برهان را.