انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٨
نفوذى خللناپذير دارد؛ يعنى چيزى مانع تحقق يافتنش نخواهد شد. بنابراين، براى انسان زندگى جاودانه و ابدى در پيش است. قرآن كريم اين برهان را چنين نقل مىكند.
«قُلْ لِمَنْ ما فِى السَّمواتِ وَالْارْضِ قُلْ لِلَّهِ، كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ» (انعام/ ١٢)
بگو: «آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟» بگو: «از آنِ خداست؛» رحمت [و بخشش] را بر خود، حتم كرده است، [و به همين دليل] بى گمان، همه شما را در روز قيامت، كه در آن شك و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد.»
اين آيه ضرورت معاد و قطعى بودن قيامت را به رحيم بودن خداوند استناد داده است؛ يعنى خداوند رحيم، موجود آماده را به كمال بايسته خود مىرساند و تحقق بخشيدن به اين رحمت را نيز خود بر خويش لازم و حتمى كرده است. در نتيجه، هم عمل بر اساس اين رحمت يقينى است و هم تحقق يافتن مقتضاى آن، كه وقوع قيامت باشد؛ زيرا مانعى در راه آن متصوّر نيست. همين پيوند ناگسستنى ميان رحمت خداوند و ضرورت قيامت با توالى ذكر قيامت و رحمانيّت و رحيميّت خداوند در سوره حمد نيز مورد توجه قرار گرفته است.
٣- برهان حقيقت
چنان كه تفكّر و انديشه هرگز از بشر جدا نمىشود و همواره با او همراه است، اختلاف و برخورد آرا و انديشهها و نبرد مكتبها و نظريههاى مختلف و خلاصه درگيرى «حق و باطل» همچنان بوده و هست و هر كس مدّعى است كه هيچگاه كسى همچون او از رخ انديشه نقاب برنداشته است. از سويى ديگر هرگز نمىتوان همه آراء و انديشههاى بشر را حق دانست؛ زيرا بسيارى از آنها روياروى يكديگرند.
بنابراين، برخى بر حقاند و برخى باطل، ولى تا چهره حق آشكار نشود، چهره باطل پديدار نخواهد شد و بناى دنيا بر آن نيست كه تنها جولانگاه حق باشد و ديگر هيچ باطلى در آن رخ ننمايد، چه در اين صورت ديگر جايى براى تكليف و آزمايش نخواهد بود. از سويى ديگر اختلافهاى پيروان حق و باطل روزى مىبايد حلّ گردند و دنيا نيز