انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
١- برهان نظم از اين نظر كه داراى پايهاى حسّى است و پايه ديگرش نيز چنان روشن است كه هر عقل سليمى به روشنى آن را درك مىكند، از براهين آشكار و آسانى است كه حتّى كسانى را كه از فهم مسائل دقيق ناتوانند، قانع مىكند.
٢- برهان نظم به اثبات نظم در سراسر جهان نيازمند نيست، بلكه اگر در هر گوشهاى نظمى كشف شود، براى نتيجهگيرى كافى است. هرگاه به كتابخانهاى بزرگ گام نهيم و كتابى برداريم كه يك موضوع مهم علمى يا ادبى و يا رياضى را در فصول و ابواب مختلفى پى مىجويد، يقين مىيابيم كه اين اثر، تراوش يك مغز توانا است، نه اثر گردش نامنظم و تصادفى قلم انسانى بىسواد، هر چند ديگر كتابهاى كتابخانه را نيز مطالعه نكنيم.
٣- برهان نظم برهانى است كاملًا پويا و با تكامل علوم و كشفهاى علمى همگام و همراه است و پيوسته نشانههايى نوين و بكر براى اثبات تعلّق جهان به مبدأ ماوراى طبيعى در اختيار ما مىگذارد.
كاربرد برها
انديشه دينى ٣٦ برهان وجودى آنسلم ..... ص : ٣٥
ن نظم
متكلّمان الهى از برهان نظم در دو جا بهره مىگيرند:
الف: اثبات وجود ناظم؛ نظم جهان طبيعت حاكى از دخالت عقل و شعور در پديد آمدن آن است و هرگز اين نظم را نمىتوان به عامل ناآگاه منسوب ساخت امّا اين كه عامل دانا و توانا چه كسى است و واجب الوجود است يا ممكن الوجود، فناپذير است يا فناناپذير، اين برهان از پاسخ گفتن به آن ناتوان است. هر برهانى پيامى ويژه دارد و چه بسا يك برهان، بخشى از مدّعا را ثابت كند، نه همه آن را.
ب: پس از آن كه از برهان وجوب و امكان و ديگر براهين عقلى، منتهى گشتن سلسله هستىهاى امكانى به واجبالوجود بالذات اثبات گردد و روشن شود كه نظم حاكم بر طبيعت، فعل و كار اوست، آنگاه از برهان نظم براى اثبات صفات كمال او، مانند علم و قدرت و حيات و حكمت، بهره مىگيريم. از اين رو حكيم الهى، خواجه نصيرالدين طوسى، از برهان نظم در مورد دوم بهره گرفته است، نه در مورد نخست؛ يعنى نخست از طريق برهان وجوب و امكان، وجود واجب بالذات را اثبات كرده و سپس در اثبات