انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
مىشوند. امّا وحى سرچشمهاى ديگر دارد و از راههاى مذكور حاصل نمىشود و گرنه ديگر افراد بشر نيز مىتوانستند با خواست خود به آن دست يابند.
٢- وحى، تعليم الهى است و منوط به خواست انسان نيست. انتخاب افرادى كه شايستگى درك وحى را دارند و نيز كميّت و كيفيت وحى در اختيار انسانها نيست و حتى خود پيامبران عليهم السلام نيز در اين انتخاب نقشى ندارند و تنها مقام ربوبى است كه شايستگى افراد را مىداند و هر كس را كه بخواهد، براى تحمّل بار رسالت خود برمىگزيند؛ چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
«اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» (انعام/ ١٢٤)
خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد.
٣- دريافتكنندگان و مخاطبان وحى، به مبدأ غيبى وحى خود يقين دارند. پيامبران عليهم السلام هنگام دريافت وحى، اعم از وحى با واسطه و بىواسطه، بر اين كه وحى از مبدأ غيبى و مقام ربوبى بر آنان نازل مىشود، يقين دارند و كوچكترين ترديدى بدانان راه نمىيابد كه وحى از ناحيه الهى است و اثرى از وساوس شيطانى و يا خيالات باطل نفسانى همراه آن نيست.
البته، انسانهاى معمولى، كه قادر به دريافت وحى نيستند و آن را حس نكردهاند هرگز به كنه حقيقتش پى نخواهند برد و تنها از راه آثار و ويژگىها و قرائنى كه همراه مدّعى وحى است، به حقانيّت اين پديده شگفت راه مىيابند و آن را تصديق مىكنند.
از اين رو، وحى به عنوان يكى از مصاديق كامل غيب و امور غيبى است كه طبق تصريح آيات قرآن، مؤمنان موظّفند بدان ايمان آورند. «١»
تحليل وحى
هر چند گفته شد كه حقيقت و كنه وحى بر غير پيامبران عليهم السلام پوشيده است، امّا دانشمندان كوشيدهاند با ارايه توجيهاتى به بررسى و تحليل وحى بپردازند و منشأ آن را بازشناسند.
برخى از اين توجيهات عبارتند از: