انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
خدايى رسانيدند و مفهوم وحى را نيز مبدّل ساختند. در انجيل يوحنّا سخنى از عيسى عليه السلام آمده است كه همين ديدگاه را تأييد مىكند؛ آنجا كه مىگويد:
من حقايقى را كه از خدا شنيدهام به شما مىگويم، با اين حال شما مىخواهيد مرا بكشيد ... «١»
برخى تعاريف ذكر شده درباره وحى در دايرةالمعارفها نيز بر اينگونه وحى تصريح دارند؛ مثلًا در «دايرةالمعارف كاتوليكها» آمده است:
وحى انتقال برخى حقايق از جانب خداوند به موجودات عاقل از طريق وسائطى است كه وراى جريان معمول طبيعت است. «٢»
و يا در ابتداى تعريف وحى در «دايرةالمعارف امريكانا» آمده است:
وحى حقيقتى است كه از ناحيه خداوند به مردم رسيده است، خاصّه از طريق كتب مقدّس ... «٣»
ب- ديدگاه حضورى و فعلى
براساس اين ديدگاه، مفاد وحيانى به معناى پيام شفاهى يا كتبى خداوند نيست كه به پيامبر القا مىشود، بلكه وحى به معناى حضور خداوند است كه از گذر تأثيرگذارى در تاريخ به قلمرو تجربه بشر گام مىنهد. بنابراين، وحى از مقوله سخن و گفتار نيست، بلكه از مقوله فعل و حادثه است و ما حوادث و وقايع وحيانى داريم، نه اقوال وحيانى. بر پايه اين باور، كاملترين وحى، در انسان منعكس و منكشف شده است؛ يعنى عيسى مسيح عليه السلام در زندگى و شخص خود، خدا را منكشف مىسازد و اراده خدا درباره بشر را آشكار مىكند و بيان مىدارد. اين ديدگاه، «ديدگاه غير زبانى» و «ديدگاه تاريخ نجاتبخش» نام گرفته و در مسيحيت پروتستان قرن حاضر به گونهاى گسترده رواج يافته است. هواخواه
انديشه دينى ١٣٥ ويژگىهاى معجزه ..... ص : ١٣٤
ان اين ديدگاه برآنند كه چنين باورى، در انديشه مصلحان دينى مسيحى قرن شانزدهم، مانند لوتر و كالون و بلكه پيشتر از آن، در كليساى نخستين ريشه دارد.