انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
روييم كه همه آنان يقين دارند برگزيده خدايى هستند كه به يگانگى موصوف است و او همان خدايى است كه پيامبران ديگر را فرستاده است. امام على عليه السلام در نامهاى خطاب به فرزندش با بهره جستن از اين برهان مىفرمايد:
«وَاعْلَمْ يا بُنَىَّ انَّهُ لَوْ كانَ لِرَبِّكَ شَريكٌ لَاتَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَيْتَ اثارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطانِهِ وَ لَعَرَفْتَ افْعالَهُ وَ صِفاتِهِ وَ لكِنَّهُ الهٌ واحِدٌ كَما وَصَفَ نَفْسَهُ لا يُضادُّهُ فى مُلْكِهِ احَدٌ» «١»
و بدان اى فرزندم كه اگر براى پروردگارت شريكى مىبود، حتماً پيامبرانى از سويش مىآمدند و آثار حكومت و ملك او را م
انديشه دينى ٨١ تثليث مسيحى ..... ص : ٨٠
ىديدى و افعال و صفاتش را مىشناختى، ولى او خداى يگانه است آن چنان كه خود، خويشتن را وصف كرده است و كسى با او در حكومتش معارض نمىباشد.
دوگانه پرستى (ثنويت)
در برابر يگانهپرستى، همواره شرك و باورهاى شركآلود نيز بوده كه در طول تاريخ به صورتهاى مختلف رخ نموده است. يكى از نمودهاى شرك، اعتقاد به ثنويت و دو خدايى است. اين باور كه پيشينهاى ديرين در ايران دارد، شرك در خالقيت است به اين معنا كه موجودات جهان را به دو مبدأ نسبت مىدهند. شهيد مطهرى در اين باره مىنويسد:
وجود شرور در عالم منشأ يك تفكر نيمه فلسفى و نيمه مذهبى در ايران قديم شده است كه گفتهاند اساساً اشياء دو نوع متفاوتند: بعضى از اشياء خيرند، خوبند و اينها منتهى مىشوند به يك حقيقت كه آن حقيقت فاعل و مبدأ اين خيرات است و اما شرور و بدىها اصلًا به آن كه منشأ اين خيرات است، مربوط نيست. آنها يك مبدأ و منشأ ديگرى دارند و از او به وجود آمدهاند. پس براى عالم دو مبدأ وجود دارد؛ مبدأ خير و مبدأ شر؛ يزدان و اهريمن. «٢»
عبدالحسين زرينكوب نيز مىنويسد:
مسأله وجود شرور در عالم، كه انديشه ثنويت از آنجا ناشى است، در اوستا به نحو