انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
مىدهند، از اين گونهاند. براى اين كه معلوم شود كدام پديده خارقالعاده به اراده خاص الهى، بهعنوان سند نبوّت واقع مىشود، بايد علايم و نشانههايى داشته باشد كه عبارتند از:
١- مغلوب هيچ عاملى نمىشود؛ نه عامل طبيعى مىتواند معجزه را باطل كند و اثرش را زايل نمايد يا جلويش را بگيرد و نه عامل غير طبيعى. به عنوان نمونه، يك مرتاض در اثر رياضت آن چنان قدرت نفسانى پيدا كرده است كه مىتواند با يك اشاره جسم سنگينى را در هوا نگه دارد. ولى با اين حال، ممكن است مرتاضى قوىتر اين كار را خنثى كند و با يك اشاره، جسم را پايين آورد يا از همان اوّل جلو تأثير اراده او را بگيرد. ولى در اعجاز چنين نيست و هيچ نيرويى جز اراده الهى نمىتواند جلو وقوع معجزه را بگيرد؛ زيرا تمام نفوس در برابر اراده الهى محكومند و نمىتوانند خداوند را از كارى بازدارند.
٢- معجزه تعليم و تعلّمپذير نيست؛ درسى نيست كه كسى بخواند و بياموزد و يا رياضتى كه با انجامش قدرت بر معجزه پيدا كند، بلكه موهبتى الهى است كه خداوند آن را علامت نبوّت قرار داده است. ولى ديگر تصرّفات غير عادى، كه از برخى مردم سر م
انديشه دينى ١٤٠ ٢ - آيا خرق عادت به منزله تغيير در سنت الهى نيست؟ ..... ص : ١٣٩
ىزند، تعليم و تعلّم پذيرند و ديگران نيز مىتوانند با آموزشها و تمرينهايى ويژه، به آنها دست يابند.
٣- معجزه همراه با ادّعاى نبوّت است و بهعنوان سند نبوّت اقامه مىگردد. از اين رو، اگر كسى كارى خارقالعاده انجام دهد، ولى مدّعى نبوت نباشد، آن كار خارقالعاده، معجزه نيست.
از آنچه گذشت، فرق اعجاز با كرامت نيز آشكار مىگردد؛ زيرا گفتيم كه اگر امور خارقالعاده اولياى الهى همراه با ادّعاى نبوّت باشد، آن را معجزه و آورندهاش را پيامبر مىنامند، ولى اگر اولياى الهى ادّعاى نبوّت نكنند، كارشان «كرامت» ناميده مىشود.
نمونههايى از كرامت اولياى خدا در قرآن آمده است؛ مانند داستان حضرت مريم (س)، كه خداوند مىفرمايد:
هرگاه زكريا در محراب بر مريم وارد مىشد، نزد او روزى آمادهاى مىيافت. پرسيد:
«اى مريم، اين روزى براى تو از كجا آمده است؟» مريم پاسخ داد: «اين روزى از نزد