انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨
مشاهدات حسّى و تجربى و استدلالهاى عقلى نيز آن را تأييد مىكنند. در قرآن كريم نيز به وجود رابطه علّى و معلولى ميان حوادث تصريح شده است.
٣- اصل علّيّت عمومى و نظام اسباب و مسبّبات بر جهان و رويدادهايش جارى است و هر رويدادى ضرورت و قطعيت و همچنين ويژگىهاى خود را از ناحيه علل پيشين و يا علل موجود در خود كسب مىكند و پيوندى ناگسستنى ميان گذشته، حال و آينده هر موجودى برقرار است. بنابراين، سرنوشت هر موجودى به دست علل و عواملى است خارج از آن موجود؛ مانند علل متقدّم و عوامل درونى، از قبيل اراده و خواست و كوشش و تلاش، كه زمينه وجود و نيز ويژگىهايش را ضرورت مىبخشد.
اعتقاد به قضا و قدر يا سرنوشت، به معناى پذيرفتن تفسير سوم است البته با توجه به اين كه مجموعه اين سلسله علل و معلولها فعل و مخلوق الهى است كه در عالم خلقت پديد آورده است و مشيّتش بر انجام امور از اين طريق تعلّق گرفته است؛ افزون بر آن كه همه حوادث، با توجّه به همين سلسله علل در علم الهى ثبت شدهاند.
نقش انسان در قضا و قدر
در بحث پيرامون قضا و قدر، اين حقيقت را نبايد فروگذارد كه اراده انسانى نيز در سرنوشت و رفتار و كردارش، داراى نقشى بسى مهم است و از علل و عوامل بسيار تأثيرگذار است.
انسان نه مجبور است و بدون قدرت انتخاب و اختيار، و نه به خود واگذار شده و مستقل است بلكه هر كارى كه مىكند به اراده و اذن خدا و قدرت خدادادى است و خداوند بر همه اعمال او قبل از صدور، علم دارد. همان طور كه امام صادق عليه السلام فرمود:
انديشه دينى ١١٣ عوامل مؤثر در دگرگونى سرنوشت ..... ص : ١١٢
نه جبر است و نه استقلال و واگذار به خود شدن، بلكه امرى بين اين دو است. «١»
متأسفانه گروههايى نتوانستند بين قدرت مطلقه خداوند و قدرت و اختيار انسان جمع كنند و اين دو را منافى با هم تصور كردند. آنان كه از جانب قدرت حاكم اموى پشتيبانى مىشدند و تفكّرشان توجيه كننده جنايات اموى بود، افعال بندگان را فقط به اراده خدا نسبت مىدادند و افعال را مخلوق خدا مىدانستند و بندگان را مجبور مىشمردند. «٢»