انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٧
متحرّك با رسيدن به آن آرام شود و حركت به ثبات تبديل گردد.
بنابراين حركت جهان داراى هدفى نهايى است كه با نيل به آن از قوّه به فعليّت مىرسد و از تحوّل و دگرگونى رهايى مىيابد و آرام مىگيرد. اگر جهان پس از رسيدن به هدف، باز هم در پى هدفى ديگر باشد و پس از هر مقصودى مقصدى ديگر در ميان باشد، يعنى هدفها بيكران باشند در حقيقت لازمهاش بىهدف بودن حركت است.
پس لازم است سلسله هدفها به هدفى اصيل ختم شود؛ چنان كه ضرورى است سلسله فاعلها به فاعل ذاتى و مبدأ نخست بازگردد؛ يعنى همانگونه كه فعل بدون فاعل محال است، كار بىهدف نيز ناممكن است.
قرآن كريم قيامت را «پايان حركت» و همچنين «جهان قرار و آرامش» مىداند:
«... وَ انَّ الاخِرَةَ هِىَ دارُ القَرارِ» (مؤمن/ ٣٩)
پايان دنيا خانه آرامش است.
اينكه قرآن قيامت را پايان مىداند و تنها آن را جاى قرار و آرام مىخواند، براى اين است كه مقصد پايانى سير است و رسيدن به هدف موجب آرامش است و تعبير قرآن كريم از قيامت به عنوان پايان، «١» نشانه آن است كه معاد همان پايان جهان طبيعت است كه با نيل به هدف، تحوّل و دگرگونىاش پايان مىپذيرد و حركتش به مقصد مىرسد و در نتيجه، ثابت و آرام مىگردد.
٢- برهان رحمت
از صفتهاى برجسته پروردگار عالم، رحمت است. رحمت خداوند، صفتى عاطفى و انفعالى نيست، بلكه عبارت از رفع نياز هر نيازمند و اعطاى كمال بايسته به هر موجود آماده و شايسته است و چون انسان با توجه به بعد روحانىاش از استعداد زندگى ابدى برخوردار است، از اين رو همواره در اميد و آرزوى آن به سر مىبرد. لازمه رحمت بىكران خداوند آن است كه آرزوى او را برآورده سازد و به او زندگى جاويد عطا كند و چون خداوند قادر و مالك مطلق است، ارادهاش در تحقق بخشيدن به اين رحمت،