انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦
انواع پستتر تا به حال تأييد نشده، بلكه شواهد فراوانى بر بطلان آن نيز در دست است.
ثانياً بسيارى از دانشمندان بر خلقت ويژه و توانايىهاى فوقالعاده انسان در قواى روحى و مغزى اعتراف دارند و مىگويند تا به حال موجودى مادى شناخته نشده است كه در زمينه قواى مغزى و روحى به مرتبه كمال انسان برسد.
ثالثاً تاريخ زندگى بشر بهترين دليل و گواه بر اشرف بودن او بر ديگر موجودات است.
نوع انسان توانسته است بسيارى از موجودات ديگر و قواى طبيعى را مسخّر خود گرداند و افرادى از انسانها در زمينههاى مختلف چنان پيشرفت كردهاند كه با هيچ موجود ديگرى قابل مقايسه نيستند. به نظر مىرسد انكار اشرف بودن انسان بر ساير موجودات، همچون انكار بديهىترين چيزهاست.
٤- در غرب نظريه ثبات انواع، نظريه دين فرض شده و بهطور طبيعى نظريه تكامل و انتخاب طبيعى با اين نظريه معارض پنداشته شده است. بنابر نظريه ثبات انواع- كه برخاسته از تفكر دينى غربى است- خداى جهان، هر موجودى را به گونه آنى و دفعى آفريده است. ولى بنابر نظريه تكامل و انتخاب طبيعى، موجودات در اثر گذشت زمان و به تدريج از گونههاى رشد نايافتهتر، حاصل شده و روند تكامل را تا پيدايش نوع يا انواع تكامل يافته نوين ادامه دادهاند و نوع يا انواع تكامل يافتهتر با مرور زمان پديد آمدهاند.
بنابراين، وجود انواع مختلف، رهآورد سير تكاملى است نه خلقت بديع خالق جهان. در اينجا نيز ايرادى اساسى بر تفكّر دينى غربى وارد است؛ زيرا بنا بر تفكر صحيح و ناب اسلامى درست است كه قرآن مىفرمايد: «هرگاه خدا چيزى را اراده كند، به آن مىگويد:
موجود باش! آن نيز بىدرنگ موجود مىشود!» «١»، ولى اين به هيچ وجه حاكى از آن نيست كه همه موجودات دفعى و آنى خلق شدهاند- بلكه دلالت دارد كه اراده خدا آن گونه كه او بخواهد- دفعى يا تدريجى- تحقق مىيابد و هيچ چيزى نمىتواند مانع آن گردد. بنابراين، نه دين مبلّغ نظريه ثبات انواع است و نه مدافع خلقت آنى و دفعى، بلكه دين همه قوانين حيات را مىپذيرد، ولى اين قوانين را به منشئى عالم و آگاه نسبت