انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
مىدانستند، بىگمان در اين كار ناتوان نمىماندند.
پس براى شناخت معجزات از امور خارقالعاده بشرى بايد توجه داشت كه:
الف- كارهاى خارقالعاده بشرى قابل معارضهاند، يعنى ممكن است كسى ديگر با آموزش و تمرين، كارى مانند آنها را به انجام رساند و به همين دليل، شخص انجام دهنده، هيچگاه كسى را به معارضه نمىخواند. ولى معجزات انبيا قابل معارضه نيستند و مردم از انجام مثل آنها ناتوانند و چون پيامبر معجزه خود را به كمك نيروى الهى انجام مىدهد، با كمال اطمينان خاطر مىتواند بگويد: اگر همه مردم جمع شوند، نمىتوانند مانند اين كار را انجام دهند و اين اطمينان و جسارت نشانه آن است كه تكيهگاه در انجام معجزه، نيروى غيبى است نه نيروى انسانى.
ب- كارهاى خارقالعاده بشرى تاب مقاومت در برابر معجزات را ندارند؛ زيرا معجزات متّكى بر نيرويى بىپايان و شكستناپذيرند، در حالى كه خارقالعادههاى بشرى، از نيرويى ناچيز سرچشمه مىگيرند كه كمترين تاب مقاومت در برابر قدرت بىپايان خداوند را ندارد. اين نكته را از قرآن نيز مىتوان برگرفت، زيرا مىفرمايد:
«... قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ انَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ انَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدينَ» (يونس/ ٨١)
موسى گفت: «اين كارها [ى خارقالعاده] كه آورديد، سحر است؛ خداوند بهزودى آن را باطل مىكند كه بىگمان خداوند كار مفسدان را اصلاح نمىكند.
يعنى كارهاى خارقالعادهاى كه با نيروى محدود انسانى مىآوريد، تاب مقاومت در برابر معجزه را ندارد و ساحران افرادى فاسد هستند و اهدافى پست درسردارند. از اين آيه استفاده مىشود كه معجزه با ديگر كارهاى خارقالعاده بشرى از نظر كاربرد نيز متفاوت است؛ زيرا خوارق عادات بشرى براى اغراض دنيوى- مانند سرگرمى، اغفال مردم و به دست آوردن شهرت- پديد مىآيند، در حالى كه انبيا معجزه را به اذن خداوند براى اثبات نبوّت مىآورند تا به اهداف عالى و الهى خود برسند و به مردم كتاب و حكمت بياموزند و هدفى جز اين در سر ندارند.