انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣
پيش خود، پسر عمويش را به جانشينى برگزيده است. امّا پس از نزول آيه در «غدير خم»، فرمان الهى را عملى ساخت و فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاه.» «١»
هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى او است.
شأن نزول
آنچه ديدگاه مفسّران شيعه را درباره اين آيه شريفه، تأييد مىكند، رواياتى بسيار است كه در شأن نزول آن نقل شده است. اين روايات را شمارى بسيار از اهل سنّت و شيعه نقل كردهاند؛ راويانى كه بسيارى از آنان صحابه پيامبر بودهاند؛ مانند ابن عباس، ابن مسعود، ابو سعيد خدرى، زيد بن ارقم، براء بن عازب، جابر بن عبداللّه، ابو هريره و ديگران. «٢»
با توجه به كثرت روايات، امكان انكار يا ناديده گرفتن آنها نيست و براى كسى كه در پى شناخت حق و يافتن حقيقت است، به راستى كه همين حجّت كافى است. اينك به عنوان نمونه، به دو نقل زير مىنگريم:
١- ابن عباس گفته است:
آنگاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مأموريت يافت ولايت حضرت على عليه السلام را ابلاغ كند، مىهراسيد كه مردم نپذيرند و اين را ناشى از محبّت او به عموزادهاش بدانند. امّا خداوند با وحى اين آيه، او را به اين كار امر كرد و او نيز ولايت على عليه السلام را ابلاغ كرد. «٣»
٢- امام باقر عليه السلام فرموده است:
خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله امر فرمود كه ولايت را براى مردم تفسير كند؛ همانگونه كه نماز، زكات، روزه و حجّ را براى آنان تفسير كرده بود. در اين هنگام، سينه پيامبر صلى الله عليه و آله تنگ گشت و ترسيد مردم از دينشان بازگردند و او را تكذيب كنند. و اين مهمّ را به خدا واگذاشت. خداوند نيز به او وحى فرمود: «اى رسول! آنچه را بدان مأمور شدهاى، ابلاغ كن ...» وقتى خداوند او را [از عواقب سوء ابلاغ] امنيت داد و از ابلاغ