انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
آنان مبهوت شدند و ديدند اين عالمى كه آن را قديم مىپنداشتند، موصوف به همان صفاتى است كه براى محدث قابل تصور است (و حال آن كه قديم بايد غير از محدث باشد) پس به شدت محزون شدند و از پيامبر اجازه خواستند تا در آن باره فكر كنند. «١»
امام صادق عليه السلام نيز در روايتى از ابن ابى العوجاء، دهرى معروف مىپرسد:
«آيا تو مخلوقى؟ يا نه مخلوق نيستى؟» ابن ابى العوجاء پاسخ مىدهد كه من مصنوع نيستم. امام عليه السلام مىفرمايد: «اگر مخلوق مىبودى چگونه مىبودى كه اينك نيستى؟!» او هيچ جوابى نيافت كه بدين پرسش بدهد و از مجلس خارج شد. «٢»
علل گرايش به مادّىگرى
چنان كه گذشت، دلايلى فراوان بر ردّ گرايش مادّى هست و مادّهگرايان نيز تنها بر ظن و گمان تكيه دادند و در مقابل استدلالهاى استوار خداشناسان چارهاى جز سكوت و تسليم ندارند. با اين همه، بسيارى از افراد بدين ورطه لغزيدهاند و دردام گرايش مادّى افتادهاند. اينك مىكوشيم علّت اين امر را بيابيم و مهمترين علل گرايش مادّى را به بررسى نهيم:
١- گريختن از مسؤوليت و تقيّد: گردن نهادن به حكم عقل و فطرت و ايمان آوردن به خدايى حاكم بر جهان، مسؤوليتها و تقيّدهايى همراه مىآورد و آدمى را ناچار مىكند به وظايف و تكاليفى پايبند شود. چون كسى خداوند را باور مىكند، در حقيقت به علم، حكمت، قدرت و عدالت او ايمان مىآورد و به معاد و روز حساب اقرار مىكند و از اين رو، نمىتواند خود را آزاد و رها بپندارد، و انجام هر كارى را روا بشمارد و به هر خواسته نفسانى تن دردهد؛ چه اينكه عقل او حكم مىكند كه خداىِ خالقِ حكيمِ عادل، آدمى را بيهوده نيافريده و بى گمان معادى هست كه در آن هنگام، به حساب اعمال مىرسند و پاداش و كيفرى مىدهند و اگر آدمى از خواستههاى نفسانى خود پيروى كند