انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٤
مىكشد. «١» معلوم است كه چنين فردى نيز مؤمن نيست حتى اگر به ظاهر ادعاى ايمان كند زيرا اگر مؤمن بود، به مؤمنان ديگر به جهت ايمانشان عشق مىورزيد. قتل نتيجه بغض و كينه و نفرت است و او وقتى كسى را به خاطر دين و ايمانش مىكشد، معلوم مىشود از اين دين و ايمان نفرت دارد و ممكن نيست كسى از وجود چيزى در ديگرى متنفر باشد و خودش همان را در قلب خود داشته باشد. پس او در واقع كافر و محارب با خدا و بندگان خداست و حكم به عذاب جاويد او، موردى از حكم كلى خلود كافران است.
و اما در موردى ديگر نيز قرآن مىفرمايد:
«وَالَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ الهاً اخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ الَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً» (فرقان/ ٦٨)
كسانى كه با خدا معبودى ديگر نمىخوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمىكشد و زنا نمىكنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت خواهد كرد. براى او در قيامت عذاب دو چندان مىشود و پيوسته در آن خوار مىماند.
ممكن است تصور شود كه در آيه فوق به مشرك، قاتل و زناكار وعده عذاب جاويد داده شده است ولى با كمى تأمل معلوم مىشود كه حكم خلود مربوط به مرتكب مجموع آنهاست زيرا اولًا فرموده است:
«هر كس اينها را انجام دهد: و من يفعل ذلك» و مشاراليه مجموع آنهاست نه تك تك و بعض آنها زيرا در صورت دوم لازم بود بفرمايد «هر كس بعضى از اينها را انجام دهد: و من يفعل من ذلك»
ثانياً در آيه ٤٨ سوره نساء فقط كفر و شرك گناه نابخشودنى معرفى گرديده كه عذاب جاويد را در پى دارد و غير از آن هر چه باشد. ممكن است مورد عفو خداوند قرار گيرد و عذاب از مرتكب آن رفع گردد.