انديشه دينى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١
شكل و صورت مانند آن نيست؛ زيرا به هر حال، تركيب نخستين معدوم مىشود و اعاده عين معدوم محال است.
حضرت صادق عليه السلام درباره آيه «كُلَّما نَضَجَتْ جُلُودُهُمْ ...» [: هرگاه پوستهاى آنان پخته شود، پوستهايى ديگر بر جايشان مىنهيم تا عذاب را بچشند]، در جواب ابن ابىالعوجا كه مىپرسد: «گناه پوست جديد چيست؟» مىفرمايد: «واى بر تو، اين پوست همان پوست نخستين است [به اعتبارى] و غير آن است [به اعتبارى ديگر].» او مىگويد:
«براى من از امور دنيا مثالى بياور.» حضرت مىفرمايد: «آيا ديدى مردى خشتى را بكوبد و سپس در قالب خودش بريزد، اين خشت جديد همان خشت اوّلى است [از جهت موادّش] و غير آن است [از جهت شكل و صورت]؟» «١» بنابراين، بدن معدوم نمىشود تا بگوييم بازگرداندنش محال است.
٢- شبهه آكل و مأكول
برخى اين اشكال را مطرح كردهاند كه اگر بدن انسانى به گونه مستقيم يا غير مستقيم جزء بدن انسانى ديگر شود، در قيامت چگونه هر يك از بدنها به كيفر يا پاداش خواهد رسيد، اين اشكال با اين فرض مطرح مىشود كه مثلًا بدن كسى پوسيده گردد و از آن گياه يا درختى رشد كند و سپس كسى ديگر گياه را بخورد و بدين سان، بدن شخص نخست، جزء بدن شخص دوم شود، و يا انسانى را انسانى ديگر بخورد و بدنش جزء بدن او گردد.
برخى در پاسخ به اين شبهه گفتهاند كه بدن انسان داراى دو گونه اجزا است: اجزاى اصلى و اجزاى غير اصلى. اجزاى اصلى همان است كه هرگز در آن زيادت و نقصان روى نمىدهد و اجزاى غير اصلى آن است كه همواره در معرض زيادت و نقصان است.
اجزاى اصلى، پس از مرگ انسان همواره باقى مىماند و اگر هم خاك شود، خاك جزء بدن موجودى ديگر نمىگردد و در قيامت همين اجزا پرورش مىيابد. اين گروه براى تأييد نظريّه خود به پارهاى روايات نيز تمسّك جستهاند.